Ghazaliyat
Urfi
غزل شمارهٔ 201آن مست ناز کز نگهش می فرو چکد
7 couplets
غزل شمارهٔ 202دل خستگان که بستهٔ تدبیر می شوند
6 couplets
غزل شمارهٔ 203دگر خلوت به عشرتخانهٔ خمّار میباید
7 couplets
غزل شمارهٔ 204اهل معنی سر به صحرای درونم داده اند
8 couplets
غزل شمارهٔ 205چه فتنه در دل آن عشوه ساز می گذرد؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 206کسی که رو به حریم رضا نمی آرد
8 couplets
غزل شمارهٔ 207ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند
6 couplets
غزل شمارهٔ 208تا بود سراسیمه دلم در به دری بود
7 couplets
غزل شمارهٔ 209تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود
6 couplets
غزل شمارهٔ 210فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید
5 couplets
غزل شمارهٔ 211چه مهربان به سفر شد، چه تند قهر آمد
5 couplets
غزل شمارهٔ 212مستان عشق خانه در آتش گرفته اند
5 couplets
غزل شمارهٔ 213تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود
9 couplets
غزل شمارهٔ 214کسی که دل به وفای تو عشوه کیش نهاد
6 couplets
غزل شمارهٔ 215زندانی شوق تو به گلزار نگنجد
5 couplets
غزل شمارهٔ 216کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند
5 couplets
غزل شمارهٔ 217آنان که غمت مایهٔ افسانه نسازند
6 couplets
غزل شمارهٔ 218هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم
3 couplets
غزل شمارهٔ 219صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
6 couplets
غزل شمارهٔ 220خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
7 couplets
غزل شمارهٔ 221هر زمان در فتنه خوش نامهربانی میشود
7 couplets
غزل شمارهٔ 222عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند
5 couplets
غزل شمارهٔ 223طریق دلبری تو مگر پری داند
9 couplets
غزل شمارهٔ 224هر که را نشأ غیرت به سلامت باید
4 couplets
غزل شمارهٔ 225خرد، دارالشفا و جهل، محنتخانه میسازد
5 couplets
غزل شمارهٔ 226حدیث عشق جان فرسا بگویید
7 couplets
غزل شمارهٔ 227در محبت لب خشک و دل تر می خندد
6 couplets
غزل شمارهٔ 228اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
5 couplets
غزل شمارهٔ 229که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
5 couplets
غزل شمارهٔ 230مدعی باز ملولست و بلایی دارد
6 couplets
غزل شمارهٔ 231کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
4 couplets
غزل شمارهٔ 232دوش در دیر مغان بودیم و کس با ما نبود
6 couplets
غزل شمارهٔ 233روی گرمی کو که داغم باز بوی خون دهد
9 couplets
غزل شمارهٔ 234عرض کردیم به زاهد که ریا نفروشد
5 couplets
غزل شمارهٔ 235دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بود
6 couplets
غزل شمارهٔ 236با محبت گهر عجز و نیاز افشاند
7 couplets
غزل شمارهٔ 237برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
5 couplets
غزل شمارهٔ 238گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
6 couplets
غزل شمارهٔ 239آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
7 couplets
غزل شمارهٔ 240آنم که تلخی ام ز غم افزون نوشته اند
6 couplets
غزل شمارهٔ 241چون سنگ وفا به دست گیرد
5 couplets
غزل شمارهٔ 242آن را که مراد حال باشد
8 couplets
غزل شمارهٔ 243نگرفتم از تو جامی، سرم این خمار دارد
6 couplets
غزل شمارهٔ 244از دیده ام کدام نفس خون نمی رود
8 couplets
غزل شمارهٔ 245مرا چو شب هجر اضطراب بگدازد
5 couplets
غزل شمارهٔ 246هر چه بگزیدم از آن کیش برهمن به بود
7 couplets
غزل شمارهٔ 247هم نوای بلبل و هم صوت زاغم می گزد
5 couplets
غزل شمارهٔ 248مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
6 couplets
غزل شمارهٔ 249نسیم صبح چو برگ سمن فروریزد
7 couplets
غزل شمارهٔ 250آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
5 couplets
Audio
Reciters
Poetic form
Poetic Forms
Metre

