غزل شمارهٔ 225
Poet: Urfi
Toggle stanza 1خرد، دارالشفا و جهل، محنتخانه میسازد
خرد، دارالشفا و جهل، محنتخانه میسازد
خراب مستیام، کاین هردو را ویرانه میسازد
چنان شایستهٔ عشقم که بعد از سوختن، گردون
ز خاکم بلبل، از خاکسترم پروانه میسازد
دو روزی یاریت گشتم، مذاقم بیحلاوت شد
مرا جام شراب و گریهٔ مستانه میسازد
چو تنها گردم از غمهای او صد همنشین دارم
میان بیغمان تنهاییام دیوانه میسازد
چو در بیت الحرام آیی، مکن بیعت به او عرفی
که او در کعبهٔ اسلام ، ره بتخانه میسازد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
فرنگیطلعتی کز دین مرا بیگانه میسازد
اگر در کعبه رو میآورد بتخانه میسازد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3013
به داغی عشق کار مردم دیوانه میسازد
خوش آن ساقی که کار بحر از پیمانه میسازد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3014
هوای فرودین در گلستان میخانه میسازد
سبو از غنچه میریزد ز گل پیمانه میسازد
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 10
هوای کوی او آوارهام از خانه میسازد
فسون او پدر را از پسر بیگانه میسازد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 249
چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه میسازد
چو قحط گل بود بلبل به آب و دانه میسازد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 250
Sources
Persian text source: Ganjoor

