غزل شمارهٔ 250
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه میسازد
چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه میسازد
چو قحط گل بود بلبل به آب و دانه میسازد
چو بر بام و در مردم نشیند جغد ناسازست
مبارک پی بود آن دم که با ویرانه میسازد
ز دشمن خیل در خیل از محبت گوشهٔ چشمی
فسون جاودان را معجزه افسانه میسازد
محبت جزو جزوم را ز هم بیتابتر دارد
تجلی ذره ذره کوه را پروانه میسازد
پیام نوبهاری، تا نگوید ابر نوروزی
کلید باغ را کی شاخ گل دندانه میسازد
به چشم کم نباید دید قدر زیردستان را
فلک صدجا سبو گل میکند پیمانه میسازد
به جز زلف پریشان در خیالم نگذرد چیزی
پری را گوشهٔ ویرانهام دیوانه میسازد
مبادا برگ و بارم کم اگر افشاندهام تلخی
که شکّرخنده آن را نقل صد کاشانه میسازد
«نظیری» لازم عشق و جنون جنگست و ناسازی
تو معذوری به مردم، مردم فرزانه میسازد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
فرنگیطلعتی کز دین مرا بیگانه میسازد
اگر در کعبه رو میآورد بتخانه میسازد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3013
به داغی عشق کار مردم دیوانه میسازد
خوش آن ساقی که کار بحر از پیمانه میسازد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3014
خرد، دارالشفا و جهل، محنتخانه میسازد
خراب مستیام، کاین هردو را ویرانه میسازد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 225
هوای فرودین در گلستان میخانه میسازد
سبو از غنچه میریزد ز گل پیمانه میسازد
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 10
هوای کوی او آوارهام از خانه میسازد
فسون او پدر را از پسر بیگانه میسازد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 249
Sources
Persian text source: Ganjoor

