غزل شمارهٔ 230
Poet: Urfi
Toggle stanza 1مدعی باز ملولست و بلایی دارد
مدعی باز ملولست و بلایی دارد
در کف آیینهٔ اندیشه نمایی دارد
پردهٔ دل بکُن آرامگه شاهد وصل
زانکه هر پرده نشین پرده گشایی دارد
شرف از کعبه گر از سجدهٔ ارباب ریاست
گوشهٔ بتکده هم ناصیه سایی دارد
رهرو عشق بیابان نبرد پی، لیکن
جوشش قافله و بانگ درایی دارد
پای بر یأس فشردم، غم امید گذشت
که گمان داشت که این درد دوایی دارد
عرفی از مهد فلک زود نکردی امید
این قیامی است که افشردن پایی دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 123
ذرهام چشم به خورشید لقایی دارد
استخوانم سر پیوند همایی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3322
جام می چهره اندیشه نمایی دارد
سینه درد کشان طرفه صفایی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3323
دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد
از رفیقی که گران است جدایی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3324
هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد
هر گلی رنگی و هر مرغ نوایی دارد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 261
Sources
Persian text source: Ganjoor

