غزل شمارهٔ 219
Poet: Urfi
Toggle stanza 1صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشد
ز ابنای آفرینش، غم را سبب نباشد
خوش عالمی که در وی، کس کام دوست نبود
در کام دوست نبود، پیک طلب نباشد
از عادت ظریفان، زنهار پر حذر باش
کاندر نهاد ایشان، ذوق ادب نباشد
در ملک عشق کان را، بر شب بنا نهادند
آغاز روز نبود، انجام شب نباشد
گو سلسبیل و رضوان، می باش و می دهنده
در مجلس شرابی، کان نوش لب نباشد
روزی به قتل عرفی، گر پرسدت فضولی
گو دوستدار من بود، تا بی سبب نباشد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
گر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 9
گر بی طلب رسد رزق ما را عجب نباشد
مهمان نخوانده آیدهرجاطلب نباشد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4472
گر تشنه بر سر خم میرم عجب نباشد
رحمی نمی نمایند تا جان به لب نباشد
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 159
Sources
Persian text source: Ganjoor

