غزل شمارهٔ 220
Poet: Urfi
Toggle stanza 1خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد
بگذر از چشمهٔ حیوان که سرابی دارد
التفاتش به لب تشنهٔ ما نیست، دریغ
هر که جام سخنی، زهر عتابی دارد
همه عاشق نکند دست به زلف تو دراز
هر جنون شوری و هر سلسله تابی دارد
لن ترانی شنود مهتر ما، بی ارنی
این حدیث است که هر وقت جوابی دارد
برگ گل را ندهد زحمت دیبا و حریر
او که چون حیرت دیدار ، نقابی دارد
آسمان گر به جدل پای در آرد به رکاب
رخش ما نیز عنانی و رکابی دارد
نظم عرفی ، تر و تازه است؛ چه عالی ، چه وسط
خار و گل هر چه دهد، حسن شبابی دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عِتابی دارد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 124
از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
چشم بد دور که خوش عالم آبی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3314
لب لعل تو اگر جام شرابی دارد
دل ما نیز نمک خورده کبابی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3315
Sources
Persian text source: Ganjoor

