غزل شمارهٔ 223
Poet: Urfi
Toggle stanza 1طریق دلبری تو مگر پری داند
طریق دلبری تو مگر پری داند
که آدمی نه بدین شیوهٔ دلبری داند
کسی که هر بن مژگان به صد کرشمه سپرد
سزد که هرسر موییش دلبری داند
ز جان طمع ببرد، یا به دل غمش بیند
کسی که عادت آن ترک لشکری داند
ادب ز چشمهٔ لب تشنگی دهد آبم
کدام خضر بدین چشمه رهبری داند
حذر از آن که بد و نیک آهوان حرم
ز فربهی نگرد، یا ز لاغری داند
کسی که این همه حسنش دهند، بی آن نیست
که شمه ای ز حساب ستمگری داند
ز پا در افتد و بر خاستن محال بود
کسی که رهروی عشق سر سری داند
به زر چگونه توان لعل آفتاب خرید
گرفتم آن که کسی کیمیاگری داند
بر آن تتبع حافظ رواست ، چون عرفی
که دل بکاود و درد سخنوری داند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
پریوشی که به رخ رسم دلبری داند
سگ خودم شمرد و آدمیگری داند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 110
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 177
نه هرکه خواجه شود بنده پروری داند
نه هرکه گردنی افراخت سروری داند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3877
نه هر سخن نشناسی سخنوری داند
نه هر سیاه دلی کیمیاگری داند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3878
جهان عشق نه میری نه سروری داند
همین بس است که آئین چاکری داند
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 36
Sources
Persian text source: Ganjoor

