غزل شمارهٔ 238
Poet: Urfi
Toggle stanza 1گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
11
گر دل اهل حقیقت در راز افشاند
زاهد از دامن دل گرد مجاز افشاند
22
همت این است که با این همه امید، دلم
آستین بر اثر عجز ونیاز افشاند
33
عرق شبنم خلد است هر آن قطرهٔ خوی
که سمند تو نگاه تک و تاز افشاند
44
چه عجب کز دل محمود فروریزد خون
گر صبا سلسلهٔ زلف ایاز افشاند
55
گر نه اظهار شفق می کند از کشتن صید
خون مرغان ز چه در چنگل باز افشاند
66
جای رحم است به عرفی، که بسی بی اثر است
اشک گرمی که به شبهای دراز افشاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

