Toggle stanza 1
آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
1

آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد

که ستم می گزد انگشت و بلا می سوزد

2

آن چنان آتش رنجوری و بیماری من

شعله زن گشت که امید شفا می سوزد

3

نا امیدی ز توام کرد به محراب نماز

که ز تاثیر دم گرم، دعا می سوزد

4

اثر شعلهٔ بام دل من بین که همای

گر بر او سایه کند، بال هما می سوزد

5

که دماغ تو معطر کند از بوی صفا

بزم زاهد که در او عود ریا می سوزد

6

رو به هر سو که کنم جلوه کند شاهد حسن

آن گلیمیست که از شوق بقا می سوزد

7

آتش شوق ، محیط دل من گشته، ولی

هر سر مو شده داغی و مرا می سوزد

Sources

Persian text source: Ganjoor