غزل شمارهٔ 203
Poet: Urfi
Toggle stanza 1دگر خلوت به عشرتخانهٔ خمّار میباید
دگر خلوت به عشرتخانهٔ خمّار میباید
ز وجد صوفیان صد حقه بازار میباید
چنان با عشرت ده روزهٔ بلبل حسد داری
که پنداری در این گلشن گل پربار میباید
خزان جور زلف او دراز افسانهای دارد
همین گویم کزین گلشن به بلبل خار میباید
نماند یک نفس از دوستان دشمنم در دل
ولی از دوست گر خاری خلد بسیار میباید
کسی گر بهر طاعت ماند اندر کعبه یک ساعت
اگر داند حساب مطلب از صد کار میباید
تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم
کنون میمیرم و با من بت و زنار میباید
ندامت رنگ حرفی بر زبان میآورد عرفی
به دستان نفاقآلوده استغفار میباید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز سوز عشق داغی بر دل افگار میباید
چراغی بر سر بالین این بیمار میباید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3225
نکویان را عتاب و لطف با هم یار میباید
زبان تلخ با لبهای شکربار میباید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3226
به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید
به خلوت سبحه بر کف، در میان زنار می باید
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 323
Sources
Persian text source: Ganjoor

