Toggle stanza 1
آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند
1

آن کو چو من از عشق پریشان ننشیند

بر مسند توفیق شهیدان ننشیند

2

ای خضر شکستی به سرایت برسد، خیز

کاین تشنگی از چشمهٔ حیوان ننشیند

3

با آن که مغان را همگی مایهٔ شیداست

در دیر مگس بر لب مهمان ننشیند

4

گر چاشنی شربت درد تو بیابد

هرگز مگس دل به لب جان ننشیند

5

عرفی برو از میکدهٔ ما، که کس این جا

این زخم دل و چاک گریبان ننشیند

Sources

Persian text source: Ganjoor