غزل شمارهٔ 251
Poet: Urfi
Toggle stanza 1کسی می طربم در ایاغ می ریزد
11
کسی می طربم در ایاغ می ریزد
که زهر غم به گلوی فراغ می ریزد
22
کسی عنان دلم می کشد به سوی مراد
که خار فتنه به راه سراغ می ریزد
33
کسی که نعمت مقصود بر درش دیدم
که استخوان هما پیش زاغ می ریزد
44
گدای نور بود آفتاب در بزمی
که عشق خون جگر در ایاغ می ریزد
55
دم مسیح بود در مزاج مرده دلان
حدیث عشق که خون فراغ می ریزد
66
به جوش عشق بنازم که از شکاف دلم
به جای قطرهٔ خون درد و داغ می ریزد
77
زکات مایهٔ رزق من است آن که فلک
به جیب جلوهٔ طاووس باغ می ریزد
88
ضمیر روشن ما بین که ظلمت عرفی
به دامنش گهر شبچراغ می ریزد
Sources
Persian text source: Ganjoor

