Toggle stanza 1
کسی می طربم در ایاغ می ریزد
1

کسی می طربم در ایاغ می ریزد

که زهر غم به گلوی فراغ می ریزد

2

کسی عنان دلم می کشد به سوی مراد

که خار فتنه به راه سراغ می ریزد

3

کسی که نعمت مقصود بر درش دیدم

که استخوان هما پیش زاغ می ریزد

4

گدای نور بود آفتاب در بزمی

که عشق خون جگر در ایاغ می ریزد

5

دم مسیح بود در مزاج مرده دلان

حدیث عشق که خون فراغ می ریزد

6

به جوش عشق بنازم که از شکاف دلم

به جای قطرهٔ خون درد و داغ می ریزد

7

زکات مایهٔ رزق من است آن که فلک

به جیب جلوهٔ طاووس باغ می ریزد

8

ضمیر روشن ما بین که ظلمت عرفی

به دامنش گهر شبچراغ می ریزد

Sources

Persian text source: Ganjoor