باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 6753مکن تقصیر در افسوس تا جان در بدن داری
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6754مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6755زمین از دامن تر عالم آب است پنداری
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6756ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6757ز زهرچشم او رگ در تنم مارست پنداری
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6758فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6759ز وحشت چرخ بر من حلقه دام است پنداری
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6760خرد در سر مرا در خم فلاطون است پنداری
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6761ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6762مجو چون غافلان از عالم اسباب بیداری
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6763ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6764ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6765گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6766از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6767مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6768چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6769ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه میپرسی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6770فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6771چون طفلان کس به هر افسانه تا کی واکند گوشی؟
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6772ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6773نگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقی
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6774حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
آڈیو
13 اشعارغزل شمارهٔ 6775به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
آڈیو
13 اشعارغزل شمارهٔ 6776ز جویای سخن گر این چنین گردد جهان خالی
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6777مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6778کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانی
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6779اگر چه دارد از الفاظ چندین ترجمان معنی
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6780خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6781به این پستی فراز چرخ جای خویش می خواهی
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6782جنونم پهن شد صبر از من شیدا چه می خواهی؟
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6783درون دل بود یار از جهان گل چه میخواهی؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6784به ظاهر گر به چشمم ای سمن سیما نمی آیی
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6785چرا هرگز به سر وقت من بیدل نمی آیی؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6786چرا از سینه ای آه سحر بیرون نمی آیی؟
18 اشعار
غزل شمارهٔ 6787نمی باید ترا مشاطه ای بهر خودآرایی
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6788ز خوبان قامت جانان علم باشد به یکتایی
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6789شنیدم بلبل خود را ستایش کرده ای جایی
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6790مرا افکنده رخسار عرقناکش به دریایی
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6791که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6792به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6793ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6794چهره را صیقلی از آتشِ می ساختهای
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6795تا ز رخسار چو مه پرده برانداختهای
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6796تا رخ از باده گلرنگ برافروختهای
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6797روی دل با همه کس در همه جا داشته ای
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6798دست اگر در کمر راهبر دل زده ای
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6799طعمه مور شوی گرچه سلیمان شدهای
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6800شوخ و میخواره و شبگرد و غزلخوان شده ای
آڈیو
15 اشعارغزل شمارهٔ 6801در کدامین چمن ای سرو به بار آمدهای؟
آڈیو
8 اشعارغزل شمارهٔ 6802دلربایانه دگر بر سر ناز آمدهای
آڈیو
11 اشعار
