باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 6703گریه تلخ است صهبای ایاغ زندگی

18 اشعار

غزل شمارهٔ 6704بر سر آب است بنیاد جهان زندگی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6705کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6706چاره از من می کند پرهیز از بیچارگی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6707خط حجاب آن رخ گلرنگ شد یکبارگی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6708عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی

21 اشعار

غزل شمارهٔ 6709سر فرو نارد به گردون اختر دیوانگی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6710گرچه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6711شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6712قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6713ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6714تا نسوزد، عود در مجمر ندارد آدمی

17 اشعار

غزل شمارهٔ 6715گر به کار خویشتن چون شمع بینا بودمی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6716کاش من از روز اول بوالهوس گردیدمی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6717گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6718جامه زرین نگردد جمع با سیمین تنی

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6719برد شبنم را برون از باغ، چشم روشنی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6720ای ز رویت برق عالمسوز در هر خرمنی

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6721گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 6722حیرتی از چشم مست یار دارم دیدنی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6723بی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6724چند اسباب اقامت جمع در عالم کنی؟

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6725تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6726ای که فکر چاره بیماری دل می‌کنی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6727در عمارت زندگانی چند باطل می‌کنی؟

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6728من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6729پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6730صبر کن بر آب تلخ و شور تا گوهر شوی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6731ترک عجب و کبر کن تا قبله عالم شوی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6732سرمپیچ از داغ تا سرحلقه مردان شوی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6733سر به جیب فکر بر تا از فلک بیرون شوی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6734شکوه ای دارم به شرط آن که پنهان بشنوی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6735خنده‌ی بی‌جا مزن تا طعن بی‌جا نشنوی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6736خار دیوارست چون از اشک شد مژگان تهی

16 اشعار

غزل شمارهٔ 6737جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6738از بلند و پست نبود چاره تا گرد رهی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6739چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پی

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6740نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6741مرا از عشق داغی بر دل افگار بایستی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6742مرا باغ و بهاری از می گلفام بایستی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6743مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6744تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6745به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6746چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6747نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6748ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6749نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری

19 اشعار

غزل شمارهٔ 6750به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6751اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داری

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6752گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری

14 اشعار