غزل شمارهٔ 6743
Toggle stanza 1مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
11
مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
عنان خود به هر موجی مده تا ناخدا گردی
22
خس و خاشاک ساحل این سخن با موج می گوید
که در دریا برون آیی اگر بی دست و پا گردی
33
درین وادی که هر سو چون خضر آواره ای دارد
نمی گردی بیابان مرگ اگر از خود جدا گردی
44
به قدر آشنایان از سخن بیگانگی داری
در بیگانگی زن تا به معنی آشنا گردی
55
به ترک آرزو بر آرزو دل دست می یابد
برآید مدعاهایت اگر بی مدعا گردی
66
به دنبال هوای دل ز غفلت می روی، اما
به جان خواهی رسیدن زین سفر روزی که واگردی
77
درین درگاه سعی هیچ کس ضایع نمی ماند
به قدر آنچه فرمان می بری فرمانروا گردی
88
تجلی تیغ بازی می کند در هر سر سنگی
به گرد طور تا کی در تمنای لقا گردی؟
99
مسمای کسی خوب است با اسمش یکی باشد
تو با این نام، صائب تا به کی گرد خطا گردی؟
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

