Toggle stanza 1
جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی
1

جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی

این حبابی نیست کز دریا کند پهلو تهی

2

آستانش سجده گاه سرفرازان می شود

هر که چون محراب از دنیا کند پهلو تهی

3

رفت بر باد فنا در یک نفس عمر حباب

این سزای آن که از دریا کند پهلو تهی

4

دامن نقصان مده از کف که چون گردد تمام

مه ز خورشید جهان آرا کند پهلو تهی

5

اهل بینش (را) گزیر از سختی ایام نیست

این شراری نیست کز خارا کند پهلو تهی

6

زین گرانجانان که کوه قاف ازیشان شد سبک

وقت آن کس خوش که چون عنقا کند پهلو تهی

7

در گلستانی که اشک ما سراسر می رود

لاله از شبنم ز استغنا کند پهلو تهی

8

از شبیخون اجل صائب نگردد مضطرب

هر که پیش از مرگ از دنیا کند پهلو تهی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور