غزل شمارهٔ 6787

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

Toggle stanza 1
نمی باید ترا مشاطه ای بهر خودآرایی
1

نمی باید ترا مشاطه ای بهر خودآرایی

به صحرا می روی، از خانه آیینه می آیی

2

لطافت بیش ازین در پرده هستی نمی گنجد

که چون نور نظر در پرده ای پنهان و پیدایی

3

ز روی عالم افروز تو دلها آب می گردد

گر از خورشید گردد آب در چشم تماشایی

4

اگر شبنم رباید آفتاب از نیزه خطی

تو با آن قد رعنا حلقه های چشم بربایی

5

ز نقش پا گذاری دست بر دل خاکساران را

اگر چه زیر پای خود نمی بینی ز رعنایی

6

به امید تماشا چشم وا کردم، ندانستم

نگه را خون کند ناز تو در چشم تماشایی

7

کمند زلف در گردن گذشتی روزی از صحرا

هنوز از دور گردن می کشد آهوی صحرایی

8

چه خونها کرد در دل عاشقان را لعل میگونت

چه کشتی ها درین یک قطره خون گردید دریایی

9

در و دیوار شد آیینه پرداز از جمال تو

چه خواهد شد اگر زنگ از دل من نیز بزدایی؟

10

امیدم بود کز خط شرم رخسار تو کم گردد

ندانستم که از خط پرده دیگر بیفزایی

11

تو آتشدست تا پا در رکاب شوخی آوردی

فلاخن سیر شد صد کوه تمکین و شکیبایی

12

به عزم صید چون آیی به صحرا، در تماشایت

چو مژگان از دو جانب صف کشد آهوی صحرایی

13

به امید تو از صد آشنا بیگانه گردیدم

چه دانستم که حق آشنایی را نمی پایی؟

14

همان بهتر که لیلی در بیابان جلوه گر باشد

ندارد تنگنای شهر، تاب حسن صحرایی

15

درین ایام شد ختم سخن بر خامه صائب

مسلم بود اگر زین پیش بر سعدی شکرخایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی

من و کنج غم و هر کس به باغی و تماشایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1966

نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی

به هر جا می‌روم از خویش می‌بالد تماشایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی

به هر جا جلوه‌ گر کردی همان جز دور ننمایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2797

برون تازست حسن بی‌مثال از گرد پیدایی

مخوان بر نشئهٔ نازپری افسون مینایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2799

بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی

به چندین رنگ و بوی خفته مژگانم زند پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2800

درتن ویرانه بی‌سعی قناعت وانشد جایی

به دامن پاکشیدم یافتم آغوش صحرایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2807

عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیمایی

به ‌قلب آسمانها می‌زنم از آه هیهایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2810

نشد آیینه‌ کیفیت ما ظاهر آرایی

نهان ماندیم چون معنی به چندین لفظ پیدایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2812

بیا ای عشق پر غوغا که در هر جا فرود آیی

غم آری جان گدازی عمر کاهی محنت افزایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 461

عجب مطبوع و موزونی عجب زیبا و رعنایی

عجب شوخ دل آشوبی عجب ماه دل آرایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 975

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور