غزل شمارهٔ 1966

Toggle stanza 1
بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی
1

بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی

من و کنج غم و هر کس به باغی و تماشایی

2

به سوی سرو پا در گل روان شد خلق و من آنم

که خواهم خاک گشتن زیر پای سر و بالایی

3

ز هجران خون همی گریم، نروید جز گیاه غم

چنین ابری معاذالله اگر بارد به صحرایی!

4

تو ای کم گوی از کویش، بکش پا، من همی گویم

که پیشش سر نهی از من، اگر پیش آیدت جایی

5

به کویت سنگ سارم، گر تو بنوازی به یک سنگم

بیا نظاره کن، باری جمال حال رسوایی

6

به خاری کز جفایت می خلد در سینه، خرسندم

اگر از نخل بالایت نمی ارزم به خرمایی

7

کباب خام سوزی را حریف چاشنی داند

که از سوز جگر وقتی چو من پخته ست سودایی

8

اگر زیر و زبر شد ذره، گو می شو، چه باب است این

که یاد آید گهی خورشید را از بی سرو پایی

9

تو، ای عاقل، که از خسرو سر و سامان همی جویی

رها کن، وه چه می جویی ز مجنونی و شیدایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی

به هر جا می‌روم از خویش می‌بالد تماشایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی

به هر جا جلوه‌ گر کردی همان جز دور ننمایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2797

برون تازست حسن بی‌مثال از گرد پیدایی

مخوان بر نشئهٔ نازپری افسون مینایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2799

بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی

به چندین رنگ و بوی خفته مژگانم زند پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2800

درتن ویرانه بی‌سعی قناعت وانشد جایی

به دامن پاکشیدم یافتم آغوش صحرایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2807

عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیمایی

به ‌قلب آسمانها می‌زنم از آه هیهایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2810

نشد آیینه‌ کیفیت ما ظاهر آرایی

نهان ماندیم چون معنی به چندین لفظ پیدایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2812

بیا ای عشق پر غوغا که در هر جا فرود آیی

غم آری جان گدازی عمر کاهی محنت افزایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 461

عجب مطبوع و موزونی عجب زیبا و رعنایی

عجب شوخ دل آشوبی عجب ماه دل آرایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 975

مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی

برون آورد تا گشتم چنین شیدا و سودایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2498

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور