صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
فہرستصداکاران

غزلیات

عرفی

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »عرفی
  3. »غزلیات

غزل شمارهٔ 501–چون زخم تازه دوخته ز خون لبالبم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 501

9 اشعار

غزل شمارهٔ 502–ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 502

6 اشعار

غزل شمارهٔ 503–هر متاع فتنه کز عشق ستمگر می‌خرم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 503

8 اشعار

غزل شمارهٔ 504–چند چو جو خوری، در پی آبرو روم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 504

3 اشعار

غزل شمارهٔ 505–مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 505

6 اشعار

غزل شمارهٔ 506–بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 506

6 اشعار

غزل شمارهٔ 507–نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 507

5 اشعار

غزل شمارهٔ 508–مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 508

8 اشعار

غزل شمارهٔ 509–منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 509

6 اشعار

غزل شمارهٔ 510–به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 510

6 اشعار

غزل شمارهٔ 511–دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 511

4 اشعار

غزل شمارهٔ 512–باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 512

6 اشعار

غزل شمارهٔ 513–در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 513

7 اشعار

غزل شمارهٔ 514–ز من نبوده فغانی که دوش می کردم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 514

7 اشعار

غزل شمارهٔ 515–دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 515

8 اشعار

غزل شمارهٔ 516–چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 516

5 اشعار

غزل شمارهٔ 517–گر نه خود را بیخود از جام جنون می ساختم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 517

5 اشعار

غزل شمارهٔ 518–پیش بردم در قمار عشق جانان باختن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 518

6 اشعار

غزل شمارهٔ 519–خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 519

5 اشعار

غزل شمارهٔ 520–به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 520

7 اشعار

غزل شمارهٔ 521–دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 521

8 اشعار

غزل شمارهٔ 522–دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 522

5 اشعار

غزل شمارهٔ 523–خوش در خور است، حسرت تو با گریستن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 523

7 اشعار

غزل شمارهٔ 524–میرم ز هجر و گویم، یا رب به حسرت من

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 524

5 اشعار

غزل شمارهٔ 525–بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 525

6 اشعار

غزل شمارهٔ 526–نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 526

7 اشعار

غزل شمارهٔ 527–نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 527

7 اشعار

غزل شمارهٔ 528–تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 528

5 اشعار

غزل شمارهٔ 529–بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 529

7 اشعار

غزل شمارهٔ 530–ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 530

5 اشعار

غزل شمارهٔ 531–هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 531

5 اشعار

غزل شمارهٔ 532–میان دعا بر دل شب مزن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 532

6 اشعار

غزل شمارهٔ 533–ز خونم روی میدان تازه گردان

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 533

8 اشعار

غزل شمارهٔ 534–کو می شوقی که دل مست جنون آید برون

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 534

3 اشعار

غزل شمارهٔ 535–ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 535

6 اشعار

غزل شمارهٔ 536–تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 536

6 اشعار

غزل شمارهٔ 537–ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 537

6 اشعار

غزل شمارهٔ 538–مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 538

8 اشعار

غزل شمارهٔ 539–تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 539

6 اشعار

غزل شمارهٔ 540–اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 540

9 اشعار

غزل شمارهٔ 541–صنمی که غمزهٔ او، به صف بلا نشسته

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 541

7 اشعار

غزل شمارهٔ 542–خیز و شراب حیرتم، زان قد جلوه ساز ده

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 542

7 اشعار

غزل شمارهٔ 543–ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 543

4 اشعار

غزل شمارهٔ 544–عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 544

6 اشعار

غزل شمارهٔ 545–شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 545

5 اشعار

غزل شمارهٔ 546–جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 546

9 اشعار

غزل شمارهٔ 547–به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 547

5 اشعار

غزل شمارهٔ 548–نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 548

4 اشعار

غزل شمارهٔ 549–بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 549

6 اشعار

غزل شمارهٔ 550–از سفر می آیی و تاراج عزت کرده ای

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 550

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 10
  6. 11
  7. 12
پچھلا صفحہاگلا صفحہ

آڈیو

صداکاران

ففاطمه زندی1 نظم · 1 کتاب