صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
  3. »عرفی / غزلیات

وزن کے تحت کتاب

وزنِ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) میں عرفی کی کتاب غزلیات

یہ صفحہ صرف وزنِ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

56 نظمیں

نظمیں

وزنِ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) میں عرفی کی کتاب غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
  4. »عرفی / غزلیات

غزل شمارهٔ 3–به دیر آی از حرم صوفی که می برقع گشود اینجا

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 3

6 اشعار

غزل شمارهٔ 8–گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 8

6 اشعار

غزل شمارهٔ 20–به جز ریش بلا مرهم مبادا ریسه ریشان را

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 20

6 اشعار

غزل شمارهٔ 31–دلم در کعبه‌ای رو کرد و همت جوید از دل‌ها

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 31

7 اشعار

غزل شمارهٔ 166–خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 166

6 اشعار

غزل شمارهٔ 167–نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می‌آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 167

5 اشعار

غزل شمارهٔ 171–مرا دردی است که از داروی راحت بیش می‌گردد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 171

6 اشعار

غزل شمارهٔ 193–سراپای وجودم در محبت ، حال دل دارد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 193

5 اشعار

غزل شمارهٔ 203–دگر خلوت به عشرت‌خانهٔ خمّار می‌باید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 203

7 اشعار

غزل شمارهٔ 210–فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 210

5 اشعار

غزل شمارهٔ 225–خرد، دارالشفا و جهل، محنت‌خانه می‌سازد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 225

5 اشعار

غزل شمارهٔ 237–برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 237

5 اشعار

غزل شمارهٔ 252–ز روی آتش سوزان اگر خاشاک می روید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 252

7 اشعار

غزل شمارهٔ 254–دم مردن ز شوق آن که یار دلنواز آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 254

6 اشعار

غزل شمارهٔ 259–به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 259

6 اشعار

غزل شمارهٔ 261–ز شهر دل به گوشم هر نفس فریاد می آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 261

6 اشعار

غزل شمارهٔ 264–کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 264

5 اشعار

غزل شمارهٔ 267–ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 267

4 اشعار

غزل شمارهٔ 278–دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 278

5 اشعار

غزل شمارهٔ 281–بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 281

7 اشعار

غزل شمارهٔ 284–ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 284

5 اشعار

غزل شمارهٔ 285–فلک سای و غم صهبا،کسی هشیار کی ماند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 285

7 اشعار

غزل شمارهٔ 301–بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 301

7 اشعار

غزل شمارهٔ 315–کسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 315

5 اشعار

غزل شمارهٔ 323–به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 323

7 اشعار

غزل شمارهٔ 328–چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 328

7 اشعار

غزل شمارهٔ 354–دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 354

5 اشعار

غزل شمارهٔ 369–به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 369

8 اشعار

غزل شمارهٔ 383–چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 383

5 اشعار

غزل شمارهٔ 400–بحمدالله که جان دادم بدان تلخی ز بیدادش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 400

5 اشعار

غزل شمارهٔ 410–دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 410

7 اشعار

غزل شمارهٔ 411–چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 411

7 اشعار

غزل شمارهٔ 429–بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 429

7 اشعار

غزل شمارهٔ 436–منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمی‌دانم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 436

5 اشعار

غزل شمارهٔ 438–ز معموری به تنگم، جز دل ویران نمی خواهم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 438

8 اشعار

غزل شمارهٔ 446–به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 446

7 اشعار

غزل شمارهٔ 448–گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 448

4 اشعار

غزل شمارهٔ 453–دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 453

5 اشعار

غزل شمارهٔ 455–ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 455

6 اشعار

غزل شمارهٔ 471–کسی کو دلگشا ماند، دلش چون سنگ می بینم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 471

7 اشعار

غزل شمارهٔ 476–به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 476

6 اشعار

غزل شمارهٔ 481–دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 481

8 اشعار

غزل شمارهٔ 496–خوش آن مستی که باشد دوست پند آموز و دشمن هم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 496

5 اشعار

غزل شمارهٔ 497–چه دور است این که نفع از گردش گردون نمی بینم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 497

7 اشعار

غزل شمارهٔ 511–دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 511

4 اشعار

غزل شمارهٔ 519–خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 519

5 اشعار

غزل شمارهٔ 522–دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 522

5 اشعار

غزل شمارهٔ 527–نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 527

7 اشعار

غزل شمارهٔ 536–تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 536

6 اشعار

غزل شمارهٔ 537–ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 537

6 اشعار
  1. 1
  2. 2
اگلا صفحہ