عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 504غزل شمارهٔ 504شاعر: عرفیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ورومصنف: غزلآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچند چو جو خوری، در پی آبرو رومزهر ز امتحان خورم، در پی آرزو روم2نقل کریںشوق سرِ بریده را، بر سر دار می برداین سر و صد سر دگر، بازم و رو به رو روم3نقل کریںدست به دست می روم، همره لشکر جنونتا به کدام دشت خون، پا نهم و فروروم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر متاع فتنه کز عشق ستمگر میخرممیدهم باز و به منت بار دیگر میخرمعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 503اگلی نظممستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیمشیشه ها بر سر مستوری عاقل شکنیمعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 505ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر متاع فتنه کز عشق ستمگر میخرممیدهم باز و به منت بار دیگر میخرمعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 503