صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »صائب / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

6962 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 5425–می شود پرشور هروادی که مجنونش منم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5425

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5426–چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5426

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5427–سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5427

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5428–هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5428

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5429–تاخط شیرنگ آورد از دو جانب سر به هم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5429

16 اشعار

غزل شمارهٔ 5430–ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5430

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5431–معنی بسیار را از لفظ کم جان می دهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5431

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5432–خاکمال دشمن سرکش به تمکین می دهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5432

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5433–از حجاب عشق محروم از گل روی توییم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5433

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5434–ما ز حرف پوچ مانند صدف لب بسته ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5434

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5435–ما ز فیض بیخودی از خودپرستی رسته ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5435

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5436–ما رگ جان را به آن زلف پریشان بسته ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5436

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5437–ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5437

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5438–در ره باطل ز پا چون نقش پا افتاده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5438

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5439–ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5439

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 5440–ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5440

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5441–ما وفاداری به اسباب جهان نسپرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5441

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5442–زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5442

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5443–ما به اکسیر قناعت خاک را زر کرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5443

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5444–رانده درگاه حق را داغ محرومی سزاست

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5444

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5445–ما به روی تلخ صلح از اهل عالم کرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5445

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5446–عشق را در تنگنای سینه پنهان کرده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5446

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5447–ما دماغ خشک را از باده گلشن کرده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5447

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5448–ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5448

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5449–چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5449

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5450–چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5450

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5451–ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5451

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5452–ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5452

18 اشعار

غزل شمارهٔ 5453–ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5453

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5454–لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5454

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5455–گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5455

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5456–عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5456

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5457–روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5457

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5458–ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5458

4 اشعار

غزل شمارهٔ 5459–ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5459

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5460–ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5460

17 اشعار

غزل شمارهٔ 5461–ما به بوی گل ز قرب گلستان آسوده‌ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5461

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5462–در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5462

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5463–ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5463

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5464–ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5464

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5465–از شکست آرزو قند مکرر می خوریم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5465

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5466–ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5466

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5467–ما به دشنام از لب شیرین دلبر قانعیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5467

22 اشعار

غزل شمارهٔ 5468–ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5468

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5469–ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5469

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 5470–گرد باد دامن صحرای بی سامانیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5470

آڈیو
16 اشعار

غزل شمارهٔ 5471–چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5471

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5472–در وصالیم و ز هجران دست بر سر می‌زنیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5472

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5473–مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5473

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5474–عشق کو تا همچو گل با خون خود بازی کنیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5474

8 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 108
  6. 109
  7. 110
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ