صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5461

غزل شمارهٔ 5461

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اناسودهایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

ما به بوی گل ز قرب گلستان آسوده‌ایم

از گزند خار و منع باغبان آسوده‌ایم

22

جام می بر مدعای ما چو گردش می‌کند

گر به کام ما نگردد آسمان آسوده‌ایم

33

شعله را خاشاک نتواند عنان‌داری کند

در طریق عشق از زخم زبان آسوده‌ایم

44

نفس غافل‌گیر ما در انتظار فرصت است

خاطر ما خوش که از فکر جهان آسوده‌ایم

55

نعمت الوان نگردد خونبهای آبرو

ما ز نعمتهای الوان جهان آسوده‌ایم

66

دیده ما را نبندد خواب سنگین اجل

با خیال یار از خواب گران آسوده‌ایم

77

آستین بی‌نیازی بر ثمر افشانده‌ایم

همچو سرو از سیلی باد خزان آسوده‌ایم

88

سیلی بی‌زنهار را در زیر پل آرام نیست

ما ز غفلت زیر طاق آسمان آسوده‌ایم

99

رخنه تقدیر را خس‌پوش کردن مشکل است

ورنه ما از مکر اخوان زمان آسوده‌ایم

1010

عقل بی‌حاصل سر ما گر ندارد گو مدار

خانه ویرانه‌ایم، از پاسبان آسوده‌ایم

1111

دامن دریای خاموشی به دست آورده‌ایم

چون دهان ماهی از پاس زبان آسوده‌ایم

1212

در چراگاه جهان بر ما کسی را حکم نیست

چون غزال وحشی از خواب شبان آسوده‌ایم

1313

آفتاب زندگانی روی در زردی نهاد

ما سیه‌مستان غفلت همچنان آسوده‌ایم

1414

دنیی و عقبی تماشاگاه اهل غفلت است

ما خداجویان ز فکر این و آن آسوده‌ایم

1515

این جواب آن غزل صائب که سعدی گفته است

گر بهار آید و گر باد خزان آسوده‌ایم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم

ورنه در هر کوچه ای پای طلب فرسوده ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5460

اگلی نظم

در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم

نوبهار خویش در برگ خزان پوشیده ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5462

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ما به روی دوستان از بوستان آسوده‌ایم

گر بهار آید وگر باد خزان آسوده‌ایم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 433

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور