صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5456

غزل شمارهٔ 5456

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ابافکندهایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده‌ایم

خضر را در دام از موج سراب افکنده‌ایم

2

با سیه‌مستان غفلت تازه رو برمی‌خوریم

پیش پای سایه فرش آفتاب افکنده‌ایم

3

دوربینان بر فراز کوه بیدارند و ما

در ره سیل حوادث رخت خواب افکنده‌ایم

4

چون سمندر غوطه در دریای آتش خورده‌ایم

تا ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم

5

با خیال روی او تا آشنا گردیده‌ایم

پرده بیگانگی بر روی خواب افکنده‌ایم

6

زان رخ گلگون به خون دل قناعت کرده‌ایم

مهر گل از دوربینی بر گلاب افکنده‌ایم

7

زاهدان خشک می‌ترسند از برق فنا

ما بر این آتش ز تردستی کباب افکنده‌ایم

8

در چنین بحری که موجش می‌رباید کوه را

کشتی بی‌لنگر خود چون حباب افکنده‌ایم

9

می‌شود آسان ز همت مشکل عالم، که ما

بارها گنجشک خود را بر عقاب افکنده‌ایم

10

همچو چشم دلبران صائب مدار خویش را

از سیه‌مستی به بیداری و خواب افکند‌ایم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

همچنان از حس سعی باغبان شرمنده ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5455

اگلی نظم

روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم

تا ز روی شاهد معنی نقاب افکنده‌ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5457

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکنده‌ایم

سایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکنده‌ایم

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده‌ایم

هرچه با آن خواهشی هست از حساب افکنده‌ایم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 415

روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم

تا ز روی شاهد معنی نقاب افکنده‌ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5457

ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم

بار اول ما بر این آتش کباب افکنده‌ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5458

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور