صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5465

غزل شمارهٔ 5465

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیخوریم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از شکست آرزو قند مکرر می خوریم

بر لب خود خاک می مالیم و شکر می خوریم

2

با سپهر تلخ سیما خنده رو بر می خوریم

زهر اگر در جام ما ریزند شکر می خوریم

3

از تو تا دوریم از ما دور می گردد حیات

با تو چون بر می خوریم از زندگی برمی خوریم

4

شیوه ما نیست از بیداد روگردان شدن

سیلی دریا ز خلق خوش چو عنبر می خوریم

5

از عزیز مصر و شکرزار او آسوده ایم

ما که گرد کاروان را همچو شکر می خوریم

6

گرچه تبخال خون داریم ظاهر در قدح

بی گزند دیده بد آب کوثر می خوریم

7

نعمت الوان عالم را کند خون در جگر

کاسه خونی که ما از دست دلبر می خوریم

8

می کند از روزی ما کم سپهر تنگ چشم

گاهی از بی دست و پایی گر سکندر می خوریم

9

میوه های خام انجم پخته شد بر خاک ریخت

ما زخامی همچنان گرمای محشر می خوریم

10

خودنمایی نیست در زیر فلک آیین ما

زیر خاکستر دل خود همچو اخگر می خوریم

11

برنمی داریم دست از زلف مشکین سخن

چون قلم چندان که زخم تیغ بر سر می خوریم

12

در تلافی میوه شیرین به دامن می دهیم

همچو نخل پر ثمر سنگی که بر سر می خوریم

13

صائب از فیض خموشی در دل دریای تلخ

آب شیرین چون صدف از جام گوهر می خوریم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم

پیر می گردیم تا روزی به شب می آوریم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5464

اگلی نظم

ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیم

دلو خود خالی برون از چاه کنعان می کشیم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5466

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور