غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1001ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1002ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1003سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1004اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1005به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1006به خیال زنده بودن هوس بقا ندارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1007فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1008کام دل از لب خاموش گرفتن دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1009اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در ندارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1010چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر ندارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1011دل با غبار هستی ربط آنقدر ندارد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1012رنگ حنا در کفم بهار ندارد

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 1013کس طاقت آن لمعهٔ رخسار ندارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1014نشئهٔ یأسم غم خمار ندارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1015اسرار در طبایع ضبط نفس ندارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1016گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1017سعی نفس جز شمار گام ندارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1018نامم هوس نگین ندارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1019چرا کسی چو حباب از ادب نگاه ندارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1020خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1021بهار صبح نفس زین دو دم بقا که ندارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1022نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که ندارد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1023غبار ما به جز این پر شکستنی‌که ندارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1024به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین دارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1025قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1026نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین دارد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1027دل از وسعت اگر شانی ندارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1028عدم زین بیش برهانی ندارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1029حرص اگر بر عطش غلو دارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1030پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو دارد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1031مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1032این دور، دور حیز است‌، وضع متین که دارد

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1033آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1034بی‌یأس دل از هرچه ندارد گله دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1035هرجا نفسی هست ز هستی‌ گله دارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1036از پنبه اگر آتش سوزان گله دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1037از چرخ نه هر ابله و نادان‌گله دارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1038بهار عیش امکان رنگ وحشت دیده‌ای دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1039نفس را شور دل از عافیت بیگانه‌ای دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1040نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1041خیال خوش‌نگاهان باز با شوخی سری دارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1042عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی دارد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1043نه مفصل نه مجملی دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1044غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1045ضعیفی‌ها بیان عجز طاقت برنمی‌دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1046تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1047مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1048اینقدر ریش چه معنی دارد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1049خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1050نقشم‌کسی از سعی چه فرهنگ برآرد

11 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان