غزل شمارهٔ 1005

Toggle stanza 1
به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد
1

به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد

سحر از چاکهای دل به گردون نردبان دارد

2

به دوش الرحیلی بار حسرت می‌کشد عالم

جرس عمری‌ست چون گل محمل این ‌کاروان دارد

3

بجز وحشت نمی‌بالد ز اجزای جهان‌گردی

چمن از برگ برگ خویش دامن بر میان دارد

4

به ذوق عافیت خون خورردنت‌ کار است معذوری

در اینجا گر همه مغز است درد استخوان دارد

5

مکن با چشم تر سودا اگر محو تماشایی

بهار حیرت آیینه در شبنم خزان دارد

6

سخن باشد دلیل زندگی روشن‌خیالان را

غم مردن ندارد شعلهٔ ما تا زبان دارد

7

در آغوش نشاط دهر خوابیده‌ست کلفتها

شکستن در طلسم شوخی رنگ آشیان دارد

8

به صدگلزار رعنایی به چندین رنگ پیدایی

همان ناموس یکتایی مرا از من نهان دارد

9

غبارم پر نمی‌زد گر نمی سر می زد از اشکم

عنان وحشت من عجز این وا‌ماندگان دارد

10

نشاط حسن می‌بالد ز درد عاشقان بیدل

گلستان خنده دربار است تا بلبل فغان دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد

کنون هر کس که جان دارد، هوای بوستان دارد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1021

عمعق - رحمه الله تعالی، وی نیز از شعرای ماوراء النهر است و استاد شعرای وقت خود است و این چند بیت که در مفتتح یکی از قصاید گفته بغایت بدیع و لطیف است:

اگر موری سخن گوید و گر مویی روان دارد

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 16 - عمعق بخارایی

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 120

غلام آن سبک‌روحم که با من سر گران دارد

جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 170

تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد

نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 30

اگر ذاتی تواند بود کز هستی توان دارد

من آن ذاتم که او از نیستی جان و روان دارد

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 35 - در ستایش شعر خویش گوید

مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد

زجوهر تیغ من بند خموشی بر زبان دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2923

چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟

که نیل چشم زخم از جای سنگ کودکان دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2924

من و حسنی که نیل چشم زخم از آسمان دارد

کند در لامکان جولان و در هر دل مکان دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2925

مرا نازک نهالی قصد جان ناتوان دارد

که تیغش جوهر از پیچ و خم موی میان دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2926

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور