غزل شمارهٔ 2924

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟
1

چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟

که نیل چشم زخم از جای سنگ کودکان دارد

2

شکوه خامشی در ظرف گفت وگو نمی گنجد

سخن هر چند سنجیده است هیبت را زیان دارد

3

به احوال من زیر و زبر گردیده می پرسی؟

زلنگر کشتی دریایی من بادبان دارد

4

خلاصی نیست ممکن زخمی آن تیغ مژگان را

کجا پنهان شود صیدی که زخم خونچکان دارد

5

چه افتاده است بلبل سر ز زیر پر برون آرد؟

در آن گلشن که هر برگی زشبنم دیده بان دارد

6

عجب دارم کلید ناله من نشکند صائب

که این گلزار قفل سختی از گوش گران دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد

کنون هر کس که جان دارد، هوای بوستان دارد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1021

سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان دارد

جهانی سوی بیرنگی ز حسرت کاروان دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1003

اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان دارد

عقیق لب چرا چون تشنگان زیر زبان دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1004

به پستی وانماند هر که از دردی نشان دارد

سحر از چاکهای دل به گردون نردبان دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1005

فنا کی شغل سودای محبت را زیان دارد

سری دارم‌که تا خاک هوای اوست جان دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1007

عمعق - رحمه الله تعالی، وی نیز از شعرای ماوراء النهر است و استاد شعرای وقت خود است و این چند بیت که در مفتتح یکی از قصاید گفته بغایت بدیع و لطیف است:

اگر موری سخن گوید و گر مویی روان دارد

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 16 - عمعق بخارایی

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 120

غلام آن سبک‌روحم که با من سر گران دارد

جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 170

تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد

نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 30

اگر ذاتی تواند بود کز هستی توان دارد

من آن ذاتم که او از نیستی جان و روان دارد

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 35 - در ستایش شعر خویش گوید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور