صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »صائب
  3. »دیوان اشعار
  4. »غزلیات

غزل شمارهٔ 6003–بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6003

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6004–چون صدف تا چند پیش ابر دست افراشتن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6004

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6005–نیست معشوقی همین زلف چلیپا داشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6005

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6006–پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6006

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6007–پیچ و تاب عشق را نتوان ز جان برداشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6007

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6008–راز را در سینه دشوارست پنهان داشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6008

18 اشعار

غزل شمارهٔ 6009–کار هر بی ظرف نبود عشق پنهان داشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6009

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6010–اندکی کوتاه کن زلف بلند خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6010

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6011–موج دریا را نباشد اختیار خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6011

آڈیو
10 اشعار

غزل شمارهٔ 6012–به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6012

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6013–چند چون طاوس باشی محو بال خویشتن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6013

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6014–آدمی را نیست خصمی چون جمال خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6014

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6015–تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6015

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6016–برده ام تا از سر کویت نشان خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6016

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6017–هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6017

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 6018–عشق در بند گران است از وفای خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6018

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6019–پیش هر تلخی نریزم آبروی خویشتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6019

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6020–حق گوهر چیست، آب و رنگ گوهر یافتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6020

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6021–در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6021

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6022–سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6022

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6023–در لب جان پرور جانان نمی ماند سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6023

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6024–دل مدام از خط و زلف یار می گوید سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6024

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6025–نیست از منصور اگر مستانه می گوید سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6025

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6026–هر که باشد چون قلم از سینه چاکان سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6026

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6027–می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6027

12 اشعار

غزل شمارهٔ 6028–می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6028

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6029–چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6029

14 اشعار

غزل شمارهٔ 6030–دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6030

7 اشعار

غزل شمارهٔ 6031–لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6031

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6032–باده با رندان صافی سینه می باید زدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6032

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6033–باده بی لعل لب دلبر نمی باید زدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6033

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6034–تا توان خاموش بودن دم نمی باید زدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6034

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6035–تا به کی پوشیده از همصحبتان ساغر زدن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6035

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6036–چند حرف آب و نان چون مردم غافل زدن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6036

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6037–بخیه تا کی بر لباس تن ز آب و نان زدن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6037

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6038–چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6038

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6039–استخوان من اگر رزق هما خواهد شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6039

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6040–عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6040

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6041–شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6041

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6042–ای که چون گل خنده بر اوضاع عالم می زنی

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6042

10 اشعار

غزل شمارهٔ 6043–خانه سوز و آشیان پرداز می باید شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6043

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6044–در حضور بلبلان خاموش می باید شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6044

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6045–پیش مستان از خرد بیگانه می باید شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6045

9 اشعار

غزل شمارهٔ 6046–مرد غوغا نیستی سرور نمی باید شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6046

17 اشعار

غزل شمارهٔ 6047–از سرانجام سفر غافل نمی باید شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6047

15 اشعار

غزل شمارهٔ 6048–چون توان قانع به پیغام از لب دلبر شدن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6048

8 اشعار

غزل شمارهٔ 6049–چند سرگردان درین دریای بی لنگر شدن؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6049

11 اشعار

غزل شمارهٔ 6050–گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6050

6 اشعار

غزل شمارهٔ 6051–عمر اگر باشد ز قید تن رها خواهم شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6051

13 اشعار

غزل شمارهٔ 6052–با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 6052

9 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 120
  6. 121
  7. 122
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ