صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6032

غزل شمارهٔ 6032

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ینهمیبایدزدن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

باده با رندان صافی سینه می باید زدن

حسن اگر داری در آیینه می باید زدن

2

چون سر خورشید با یک داغ نتوان ساختن

نقش داغ تازه ای بر سینه می باید زدن

3

صبح شنبه می زداید زنگ از دل بی شراب

باده روشن شب آدینه می باید زدن

4

نافه از خون خوردن پنهان شود مشکین نفس

باده زیر خرقه پشمینه می باید زدن

5

در جگر صد سوزن الماس می باید شکست

بعد ازان بر خرقه خود پینه می باید زدن

6

قسمت خود بین نمی گردد زلال زندگی

ای سکندر سنگ بر آیینه می باید زدن

7

دردمندی از فلک تعلیم می باید گرفت

هر سر مه ناخنی بر سینه می باید زدن

8

گر نمی خواهی که فردا هیزم دوزخ شوی

تیشه بر پای درخت کینه می باید زدن

9

در شهواری که می گویند، در جیب دل است

خویش را بر قلب این گنجینه می باید زدن

10

صحبت اهل زمان صائب ندارد نشأه ای

می به یاد مردم پیشینه می باید زدن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن

صفحه رخساره ات را خط قلم خواهد زدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6031

اگلی نظم

باده بی لعل لب دلبر نمی باید زدن

غوطه در دریای بی گوهر نمی باید زدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6033

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور