صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6045

غزل شمارهٔ 6045

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهمیبایدشدن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پیش مستان از خرد بیگانه می باید شدن

چون به طفلان می رسی دیوانه می باید شدن

2

مدتی در خواب بی دردی به سر بردی، بس است

این زمان در عاشقی افسانه می باید شدن

3

هرزه خندی آبروی شیشه را بر خاک ریخت

باده چون خوردی، لب پیمانه می باید شدن

4

دامن بخت بلند آسان نمی آید به دست

در زمین خاکساری دانه می باید شدن

5

عاشقی و کوچه گردی در جوانی ها خوش است

پیر چون گشتی وبال خانه می باید شدن

6

نیست آسان در حریم زلف او محرم شدن

بی زبان با صد زبان چون شانه می باید شدن

7

خصم سرکش را توان ز افتادگی تسخیر کرد

شیشه چون گردن کشد، پیمانه می باید شدن

8

روزگاری شعله آواز مطرب بوده ای

مدتی هم شمع ماتمخانه می باید شدن

9

آشنای معنی بیگانه گشتن سهل نیست

صائب از هر آشنا بیگانه می باید شدن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در حضور بلبلان خاموش می باید شدن

همچو شاخ گل سراپا گوش می باید شدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6044

اگلی نظم

مرد غوغا نیستی سرور نمی باید شدن

تاب دردسر نداری سر نمی باید شدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6046

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور