صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »عرفی / غزلیات

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں عرفی کی کتاب غزلیات

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

573 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں عرفی کی کتاب غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »عرفی / غزلیات

غزل شمارهٔ 301–بسی در کوفتم تا یک خبر از می فروش آمد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 301

7 اشعار

غزل شمارهٔ 302–دل مراد به گرد حصول می گردد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 302

6 اشعار

غزل شمارهٔ 303–دل بشد فرزانه و عقل از فسون دلگیر شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 303

7 اشعار

غزل شمارهٔ 304–اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 304

6 اشعار

غزل شمارهٔ 305–ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 305

7 اشعار

غزل شمارهٔ 306–باز شاهین امیدم اوج پروازی کند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 306

7 اشعار

غزل شمارهٔ 307–چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 307

8 اشعار

غزل شمارهٔ 308–آواره دلی کو روش خیر نداند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 308

4 اشعار

غزل شمارهٔ 309–به حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 309

6 اشعار

غزل شمارهٔ 310–عیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 310

6 اشعار

غزل شمارهٔ 311–آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 311

6 اشعار

غزل شمارهٔ 312–آن طره چون علم به سر دوش می زند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 312

6 اشعار

غزل شمارهٔ 313–در ره سودای او، فرزانه در خون می رود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 313

6 اشعار

غزل شمارهٔ 314–به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 314

5 اشعار

غزل شمارهٔ 315–کسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 315

5 اشعار

غزل شمارهٔ 316–لب حرف شفا گفت، دلِ سوخته تب کرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 316

8 اشعار

غزل شمارهٔ 317–مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 317

4 اشعار

غزل شمارهٔ 318–غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 318

4 اشعار

غزل شمارهٔ 319–دگر دلم ز می تازه مست می گردد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 319

7 اشعار

غزل شمارهٔ 320–یاران به روز حادثه برق جهان شوند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 320

11 اشعار

غزل شمارهٔ 321–هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 321

9 اشعار

غزل شمارهٔ 322–کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 322

5 اشعار

غزل شمارهٔ 323–به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 323

7 اشعار

غزل شمارهٔ 324–ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 324

6 اشعار

غزل شمارهٔ 325–کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 325

7 اشعار

غزل شمارهٔ 326–کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 326

5 اشعار

غزل شمارهٔ 327–تا چند به زنجیر خرد بند توان بود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 327

6 اشعار

غزل شمارهٔ 328–چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 328

7 اشعار

غزل شمارهٔ 329–در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 329

6 اشعار

غزل شمارهٔ 330–به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 330

6 اشعار

غزل شمارهٔ 331–دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 331

8 اشعار

غزل شمارهٔ 332–به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 332

7 اشعار

غزل شمارهٔ 333–چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 333

6 اشعار

غزل شمارهٔ 334–گر نیم قطره ز دهان سبو چکد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 334

5 اشعار

غزل شمارهٔ 335–سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 335

8 اشعار

غزل شمارهٔ 336–از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 336

7 اشعار

غزل شمارهٔ 337–گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 337

7 اشعار

غزل شمارهٔ 338–بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 338

6 اشعار

غزل شمارهٔ 339–به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 339

6 اشعار

غزل شمارهٔ 340–حیف است که دستی به نمکدان تو یابند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 340

5 اشعار

غزل شمارهٔ 341–بیا ای بخت سرگردان نشینید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 341

6 اشعار

غزل شمارهٔ 342–ز کوی عشق مَلَک دل‌شکسته می‌آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 342

5 اشعار

غزل شمارهٔ 343–گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 343

5 اشعار

غزل شمارهٔ 344–هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 344

5 اشعار

غزل شمارهٔ 345–بازم به طوف کعبه احرام تازه شد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 345

6 اشعار

غزل شمارهٔ 346–گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 346

9 اشعار

غزل شمارهٔ 347–خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 347

5 اشعار

غزل شمارهٔ 348–کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 348

6 اشعار

غزل شمارهٔ 349–شبی که در قدم وصل یار می‌گذرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 349

10 اشعار

غزل شمارهٔ 350–عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 350

9 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 6
  6. 7
  7. 8
  8. ...
  9. 12
پچھلا صفحہاگلا صفحہ