Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 2901فارغم گر گشت دل آوارهای
غزل شمارهٔ 2902ای درآورده جهانی را ز پای
O, you who have shaken a whole world, the voice of the reed, the voice of the reed, the voice of the reed.
غزل شمارهٔ 2903باوفا یارا جفا آموختی
غزل شمارهٔ 2904عاقبت از عاشقان بگریختی
غزل شمارهٔ 2905اندرآ در خانه یارا ساعتی
غزل شمارهٔ 2906گوید آن دلبر که چون همدل شدی
غزل شمارهٔ 2907آفتابا سوی مه رویان شدی
غزل شمارهٔ 2908باوفاتر گشت یارم اندکی
غزل شمارهٔ 2909هست امروز آنچ میباید بلی
غزل شمارهٔ 2910باز گردد عاقبت این در؟ بلی
غزل شمارهٔ 2911طبع چیزی نو به نو خواهد همی
غزل شمارهٔ 2912با من ای عشق امتحانها میکنی
You are putting me on trial; O love, you know my weakness, yet you go on doing so.
غزل شمارهٔ 2913باز چون گل سوی گلشن میروی
غزل شمارهٔ 2914ناگهان اندر دویدم پیش وی
غزل شمارهٔ 2915خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
غزل شمارهٔ 2916مرحبا ای پرده تو آن پردهای
Welcome, melody—you are that melody which has brought a sign from the spiritual world.
غزل شمارهٔ 2917هیچ خمری بیخماری دیدهای
غزل شمارهٔ 2918میزنم حلقهٔ درِ هر خانهای
غزل شمارهٔ 2919گر سران را بیسری درواستی
غزل شمارهٔ 2920ای بهار سبز و تر شاد آمدی
غزل شمارهٔ 2921ساقی این جا هست ای مولا؟ بلی
غزل شمارهٔ 2922هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
You are both candle and fair one and wine, likewise spring in the midst of December.
غزل شمارهٔ 2923باد بین اندر سرم از بادهای
غزل شمارهٔ 2924آه از عشق جمال حورهای
غزل شمارهٔ 2925ای دلی کز گلشکر پروردهای
غزل شمارهٔ 2926گر در آب و گر در آتش میروی
غزل شمارهٔ 2927ز کجا آمدهای میدانی
Do you know where you have come? From the midst of allglorious sanctuary.
غزل شمارهٔ 2928آنچ در سینه نهان میداری
غزل شمارهٔ 2929ای خیالی که به دل میگذری
غزل شمارهٔ 2930تو چرا جمله نبات و شکری
غزل شمارهٔ 2931از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
غزل شمارهٔ 2932چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
غزل شمارهٔ 2933ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
You who are imam of love, say All¯ah Akbar, for you are drunk; shake your two hands, become indifferent to existence.
غزل شمارهٔ 2934گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
غزل شمارهٔ 2935گرچه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
غزل شمارهٔ 2936ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
غزل شمارهٔ 2937از بهر مرغ خانه چون خانهای بسازی
غزل شمارهٔ 2938آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
غزل شمارهٔ 2939ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی
غزل شمارهٔ 2940چون زخمه رجا را بر تار میکشانی
غزل شمارهٔ 2941ای گوهر خدایی آیینه معانی
غزل شمارهٔ 2942اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
In the battle ranks we have no shield before our face; in the concert we are unaware of reed pipe and tambourine.
غزل شمارهٔ 2943گرمی مجوی الا از سوزش درونی
غزل شمارهٔ 2944ای مبدعی که سگ را بر شیر میفزایی
غزل شمارهٔ 2945ای حیلههات شیرین تا کی مرا فریبی
غزل شمارهٔ 2946دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی
Yesterday you made compact and repentance, today you have broken them; yesterday you were a bitter sea, today you are a pearl.

