غزل شمارهٔ 2937
Toggle stanza 1از بهر مرغ خانه چون خانهای بسازی
11
از بهر مرغ خانه چون خانهای بسازی
اشتر در او نگنجد با آن همه درازی
22
آن مرغ خانه عقل است و آن خانه این تن تو
اشتر جمال عشق است با قد و سرفرازی
33
رطل گران شه را این مرغ برنتابد
بویی کز او بیابی صد مغز را ببازی
44
از ما مجوی جانا اسرار این حقیقت
زیرا که غرق غرقم از نکته مجازی
55
من هیکلی بدیدم اسرار عشق در وی
کردم حمایل آن را از روی لاغ و بازی
66
تا شد گرانترک شد آن هیکل خدایی
تا برنتابد آن را پشت هزار تازی
77
شد پردهام دریده تا پردهها بسوزم
از آتشی که خیزد در پرده حجازی
88
چون عشق او بغرد وین پردهها بدرد
با شمس حق تبریز در وقت عشقبازی
Zameen

