غزل شمارهٔ 2941
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای گوهر خدایی آیینه معانی
ای گوهر خدایی آیینه معانی
هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی
عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر من
فرمایدش ز غیرت کاین تاب را ندانی
از غیرت الهی در عرش حیرت افتد
زیرا ز غیرت آمد پیغام لن ترانی
زان تاب اگر شعاعی بر آسمان رسیدی
از آسمان نمودی صد ماه آسمانی
اندر جمال هر مه لطف ازل نمودی
هر عاشقی بدیدی مقصودهای جانی
در راه رهروان را رنج و طلب نبودی
خوف فنا نبودی اندر جهان فانی
یک بار دردمیدی تا جان گرفت قالب
دردم تو بار دیگر تا جان شود عیانی
از یک شعاع رویت چون لامکان مکان شد
هم برق تو رساند او را به لامکانی
انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرما
تا نعرهها برآید از لعلهای کانی
یک جام مان بدادی تا رختها گرو شد
جامی دگر از آن می هم چاره کن تو دانی
جانی رسید ما را از شمس حق تبریز
کان جان همینماید در غیب دلستانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1869
ما را در آرزویت بگذشت زندگانی
باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1900
افتادهام به راهت چون اشک بیروانی
مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2760
عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی
دامن فشاندن من دارد جگر فشانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2773
بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی
باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 464
خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی
روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 963
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
دودم به سر برآمد زین آتش نهانی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 613
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 796
ای در میان جانم وز جان من نهانی
از جان نهان چرایی چون در میان جانی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 799
ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
دشنام تو خریده ارزان خران به جانی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 802
Sources
Persian text source: Ganjoor

