غزل شمارهٔ 2760
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1افتادهام به راهت چون اشک بیروانی
افتادهام به راهت چون اشک بیروانی
مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی
از ساز حیرت من مضمون ناله درباب
گرد نگاه دارد فریاد ناتوانی
آنجا که عشق ریزد آیینهٔ تحیر
روشنتر از بیانها مضمون بیزبانی
یا اضطراب اشکی یا وحشت نگاهی
تاکی به رنگ مژگان پرواز آشیانی
از رفتن نفسها آثار نیست پیدا
نقش قدم ندارد صحرای زندگانی
دریای عشق و ساحل ای بیخبر چه حرفست
تا قطره دارد اینجا توفان بیکرانی
تا چند سنگ راهت باشد غبار هستی
از وحشت شرر کن نقش سبکعنانی
در عالمی که نقدش مصروف احتیاجست
ابرام میفروشی چندان که زنده مانی
تا طبع دون نسازد مغرور اختیارت
ناکردن است اولی کاری که میتوانی
بی صید دیدهٔ دام مخمور مینماید
قد دو تاست اینجا خمیازهٔ جوانی
خمخانهٔ تمنا جامی دگر ندارد
مفتست بیدماغی گر نشئه میرسانی
بیدل غبار آهی تا رنگ اوج گیرد
از چاک سینه دارم چون صبح نردبانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1869
ما را در آرزویت بگذشت زندگانی
باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1900
بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی
باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 464
خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی
روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 963
ای گوهر خدایی آیینه معانی
هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2941
اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی
چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2957
ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی
زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2959
رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
جویای هر چه هستی میدانک عین آنی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2960
اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
واسبح سباح حوت فی قلزمالمعانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3222
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
دودم به سر برآمد زین آتش نهانی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 613
Sources
Persian text source: Ganjoor

