غزل شمارهٔ 2949
Toggle stanza 1در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی
11
در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی
یک هست نیست رنگی کز او است هر وجودی
22
هستی ز غیب رسته بر غیب پرده بسته
و آن غیب همچو آتش در پردههای دودی
33
دود ار چه زاد ز آتش هم دود شد حجابش
بگذر ز دود هستی کز دود نیست سودی
44
از دود گر گذشتی جان عین نور گشتی
جان شمع و تن چو طشتی جان آب و تن چو رودی
55
گر گرد پست شستی قرص فلک شکستی
در نیست برشکستی بر هستها فزودی
66
بشکستی از نری او سد سکندری او
ز افرشته و پری او روبندها گشودی
77
ملکش شدی مهیا از عرش تا ثریا
از زیر هفت دریا در بقا ربودی
88
رفتی لطیف و خرم زان سو ز خشک و از نم
در عشق گشته محرم با شاهدی به سودی
99
تبریز شمس دینی گر داردش امینی
با دیده یقینی در غیب وانمودی
Sources
Persian text source: Ganjoor

