غزل شمارهٔ 2924
Toggle stanza 1آه از عشق جمال حورهای
11
آه از عشق جمال حورهای
کو گرفت از عاشقانش دورهای
22
زندگیِ نوبهنو از کشتنش
صحتی تازه شد از رنجورهای
33
گر گهر داری ببین حال مرا
در تک دریا ز دریا دورهای
44
گفتم: ای عقلم کجایی؟ عقل گفت:
«چون شدم مِی، چون کنم انگورهای؟!»
55
جان بسوز و سرمه کن خاکسترش
تا نمانَد در دو عالم کورهای
66
تا کند جانهای بیجان در سماع
گرد آن شهد ازل زنبورهای
77
تا کند آن شمس تبریزی به حق
جمله ویرانهات را معمورهای

