غزل شمارهٔ 2925
Toggle stanza 1ای دلی کز گلشکر پروردهای
11
ای دلی کز گلشکر پروردهای
ای دلی کز شیر شیران خوردهای
22
وی دلی کز عقل اول زادهای
حاتم از دست سلیمان بردهای
33
طاقت عشقت ندارد هیچ جان
این چه جان است این چه جان آوردهای
44
آفتابی کآفتاب از عکس او است
زیر دامن طرفه پنهان کردهای
55
هم چراغ صد هزاران ظلمتی
هم مسیح صد هزاران مردهای
66
این شرابی را که ساقی گشتهای
از کدام انگورها افشردهای
77
هم زمستان جهان را میوهای
دستگیر صد هزار افسردهای
88
کار زرکوبان چو زر کردی چو زر
شه صلاح الدین که تو صدمردهای
Zameen

