صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صداکاران
  2. »فاطمه زندی
  3. »مثنوی معنوی

آڈیوز

صداکار فاطمه زندی کی آڈیوز میں رومی کی کتاب مثنوی معنوی

یہ صفحہ صرف صداکار فاطمه زندی کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔

116نظمیں116آڈیوز

نظمیں

صداکار فاطمه زندی کی آڈیوز میں رومی کی کتاب مثنوی معنوی

  1. زندہ رود
  2. »صداکاران
  3. »فاطمه زندی
  4. »مثنوی معنوی

بخش 38–به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش

How a child began to speak amidst the fire and urged the people to throw themselves into the fire.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 38 - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش

Enآڈیو

بخش 38–تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

How Pharaoh threatened Moses, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 38 - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

Enآڈیو

بخش 39–کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند

How the mouth remained awry of a man who pronounced the name of Mohammed, on whom be peace, derisively.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 39 - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند

Enآڈیو

بخش 39–جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

The answer of Moses to Pharaoh concerning the threats which he made against him.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 39 - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

Enآڈیو

بخش 40–پاسخ فرعون موسی را علیه السلام

The reply of Pharaoh to Moses, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 40 - پاسخ فرعون موسی را علیه السلام

Enآڈیو

بخش 41–جواب موسی فرعون را

The answer of Moses, on whom be peace, to Pharaoh.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 41 - جواب موسی فرعون را

Enآڈیو

بخش 42–بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر

Setting forth how the beasts of chase told the lion to trust in God and cease from exerting himself.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 42 - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر

Enآڈیو

بخش 42–جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلام

The reply of Pharaoh to Moses, and the coming of a Divine revelation to Moses, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 42 - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلام

Enآڈیو

بخش 50–باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن

How the lion again declared exertion to be superior to trust in God and expounded the advantages of exertion.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 50 - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن

Enآڈیو

بخش 51–مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل

How the superiority of exertion to trust in God was established.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 51 - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل

Enآڈیو

بخش 52–انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر

How the beasts of chase blamed the hare for his delay in going to the lion.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 52 - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر

Enآڈیو

بخش 53–جواب گفتن خرگوش ایشان را

How the hare answered the beasts.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 53 - جواب گفتن خرگوش ایشان را

Enآڈیو

بخش 54–اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش

How the beasts objected to the proposal of the hare.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 54 - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش

Enآڈیو

بخش 54–مناجات

Prayer.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 54 - مناجات

Enآڈیو

بخش 55–جواب خرگوش نخچیران را

How the hare again answered the beasts.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 55 - جواب خرگوش نخچیران را

Enآڈیو

بخش 55–عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد

How Dalqak excused himself to the Sayyid-i Ajall (who asked him) why he had married a harlot.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 55 - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد

Enآڈیو

بخش 56–ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن

An account of the knowledge of the hare and an explanation of the excellence and advantages of knowledge.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 56 - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن

Enآڈیو

بخش 56–به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

How an inquirer managed to draw into conversation an eminent (saintly) man who had feigned to be mad.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 56 - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

Enآڈیو

بخش 57–باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را

How the beasts requested the hare to tell the secret of his thought.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 57 - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را

Enآڈیو

بخش 58–منع کردن خرگوش از راز ایشان را

How the hare withheld the secret from them.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 58 - منع کردن خرگوش از راز ایشان را

Enآڈیو

بخش 58–خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان

How the Police Inspector summoned the man who had fallen dead-drunk (on the ground) to (go to) prison.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 58 - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان

Enآڈیو

بخش 59–قصهٔ مکر خرگوش

The story of the hare's stratagem.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 59 - قصهٔ مکر خرگوش

Enآڈیو

بخش 59–دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد

How the inquirer, for the second time, drew that eminent (saint) into conversation, in order that his condition might be made better known (to the inquirer).

رومی » مثنوی معنوی » بخش 59 - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد

Enآڈیو

بخش 62–بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

How Iblís awakened Mu‘áwiya—may God be well-pleased with him!—saying, “Arise, it is time for prayer.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 62 - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

Enآڈیو

بخش 63–از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را

How Iblís gave Mu‘áwiya, may God be well-pleased with him, a fall, and practiced dissimulation and pretence, and how Mu‘áwiya answered him.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 63 - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را

Enآڈیو

بخش 68–مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ‌نویسان آن در جهت رصد

How Abú Yazíd (Bistámí) announced the birth of Abu ’l-Hasan Kharraqání—may God sanctify the spirit of them both—(many) years before it took place, and gave a detailed description of his outer and inner characteristics; and how the chronologers wrote it down for the purpose of observation.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 68 - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ‌نویسان آن در جهت رصد

Enآڈیو

بخش 69–قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن

The words of the Prophet, may God bless and save him, “Verily, I feel the Breath of the Merciful (God) from the direction of Yemen.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 69 - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن

Enآڈیو

بخش 70–نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله

The reduction of the allowance of God’s food for the soul and heart of the Súfí .

رومی » مثنوی معنوی » بخش 70 - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله

Enآڈیو

بخش 71–آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه

How the slave was indignant because no reply to his letter arrived from the king.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 71 - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه

Enآڈیو

بخش 72–نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را

How the lion looked into the well and saw the reflexion of himself and the hare in the water.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 72 - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را

Enآڈیو

بخش 72–کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه‌السلام به سبب زلت او

How the wind blew perversely against Solomon, on whom be peace, because of his lapse.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 72 - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه‌السلام به سبب زلت او

Enآڈیو

بخش 73–شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او

How Shaykh Abu ’l-Hasan, may God be well-pleased with him, heard Báyazíd's announcement of his coming into existence and of what should happen to him.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 73 - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او

Enآڈیو

بخش 82–علامت عاقل تمام و نیم‌عاقل و مرد تمام و نیم‌مرد و علامت شقی مغرور لاشی

رومی » مثنوی معنوی » بخش 82 - علامت عاقل تمام و نیم‌عاقل و مرد تمام و نیم‌مرد و علامت شقی مغرور لاشی

Enآڈیو

بخش 85–قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

The story of Daqúqí and his miraculous gifts.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 85 - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

Enآڈیو

بخش 86–بازگشتن به قصهٔ دقوقی

Return to the story of Daqúqí.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 86 - بازگشتن به قصهٔ دقوقی

Enآڈیو

بخش 87–سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت

The mystery of Moses seeking Khizr, notwithstanding his perfection as a prophet and as one nigh unto God.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 87 - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت

Enآڈیو

بخش 99–قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست

The story of ‘Á’isha, may God be well-pleased with her, how she asked Mustafá (Mohammed), on whom be peace, saying, “It rained to-day: since thou wentest to the graveyard, how is it that thy clothes are not wet?”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 99 - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست

Enآڈیو

بخش 100–تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست»

Commentary on the verse of Hakím (Saná’í): “In the realm of the soul are skies lording over the sky of this world. In the Way of the spirit there are lowlands and highlands, there are lofty mountains and seas.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 100 - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست»

Enآڈیو

بخش 101–در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

On the meaning of the Tradition, “Take advantage of the coolness of the spring season, etc.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 101 - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

Enآڈیو

بخش 104–فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته

The difference between the call of the perfect Shaykh who is united with God and the words of imperfect men whose (spiritual) virtues are acquired and artificial.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 104 - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته

Enآڈیو

بخش 106–شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

رومی » مثنوی معنوی » بخش 106 - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

Enآڈیو

بخش 107–حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

How David, on whom be peace, gave judgement against the slayer of the cow.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 107 - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

Enآڈیو

بخش 108–تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

How that person earnestly appealed (to God) against the judgement of David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 108 - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

Enآڈیو

بخش 109–در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

How David went into seclusion in order that the truth might be made manifest.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 109 - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

Enآڈیو

بخش 110–حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

How David gave judgement against the owner of the cow, bidding him withdraw from the case concerning the cow; and how the owner of the cow reproached David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 110 - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

Enآڈیو

بخش 111–حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

How David pronounced sentence against the owner of the cow, saying, “Give him (the defendant) the whole of your property.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 111 - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

Enآڈیو

بخش 112–عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

How David, on whom be peace, resolved to summon the people to a certain plain, in older that he might disclose the mystery and make an end of all arguments.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 112 - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

Enآڈیو

بخش 113–گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

How hands and feet and tongue give evidence concerning the secret of the wicked, even in this world.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 113 - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

Enآڈیو

بخش 125–حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند

Story of the cow that is alone in a great island. God most High fills the great island with plants and sweet herbs which are cows' fodder, and the cow feeds on all that (vegetation) till nightfall and grows fat (and big) as a mountain-crag. When night comes, she cannot sleep for anxiety and fear, (for she thinks), “I have fed on the whole field: what shall I eat to-morrow?” So in consequence of this anxiety she becomes thin like a toothpick. At daybreak she sees the whole field is greener and richer than it was yesterday, and again she eats and grows fat. Then again at nightfall the same anxiety seizes her. For years she has been experiencing the like of this, and (yet) she puts no confidence (in the Provider).

رومی » مثنوی معنوی » بخش 125 - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند

Enآڈیو

بخش 138–موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره

An ant, walking on a piece of paper, saw the pen writing and began to praise the pen. Another ant, which was more keen-sighted, said, “Praise the fingers, for I deem this accomplishment to proceed from them.” Another ant, more clear-sighted than either, said, “I praise the arm, for the fingers are a branch of the arm,” et cetera.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 138 - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره

Enآڈیو
  1. 1
  2. 2
  3. 3
پچھلا صفحہاگلا صفحہ