Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by عندلیب
This page shows only audio recordings by عندلیب.
Poems
غزل شمارهٔ 2299سراندازان همیآیی ز راه سینه در دیده
Undaunted you are coming from my breast into my sight, chanting a potent spell and confused stories.
غزل شمارهٔ 2300با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر به
غزل شمارهٔ 2301من سرخوش و تو دلخوش غم بیدل و بیسر به
غزل شمارهٔ 2302هشیار شدم ساقی دستار به من واده
غزل شمارهٔ 2303ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
Suddenly, having eaten nothing and taken away nothing, I fell from the garden palace and pavilion into the depths of such a well.
غزل شمارهٔ 2304هر روز پری زادی از سوی سراپرده
غزل شمارهٔ 2305کی باشد من با تو باده به گرو خورده
غزل شمارهٔ 2306ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره
غزل شمارهٔ 2307بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
غزل شمارهٔ 2308یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
غزل شمارهٔ 2309من، بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
غزل شمارهٔ 2310ای غایب از این محضر از مات سلام الله
غزل شمارهٔ 2311از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
غزل شمارهٔ 2312دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
غزل شمارهٔ 2313ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
O you whose soul had informed my soul of itself, your thought every moment has made an impression on your slave.
غزل شمارهٔ 2314ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
غزل شمارهٔ 2315دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده
غزل شمارهٔ 2316امروز بت خندان میبخش کند خنده
غزل شمارهٔ 2317ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
غزل شمارهٔ 2318مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره
غزل شمارهٔ 2319آن یار غریب من آمد به سوی خانه
That stranger-beloved of mine has returned to the house; today gaze about and behold strange forms!
غزل شمارهٔ 2320بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
غزل شمارهٔ 2321ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
غزل شمارهٔ 2322هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
Every day is festival and Friday for the poor; has not yesterday’s Friday become an ancient festival?
غزل شمارهٔ 2323ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
غزل شمارهٔ 2324روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
غزل شمارهٔ 2325امروز من و باده و آن یار پری زاده
غزل شمارهٔ 2326ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
غزل شمارهٔ 2327ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
غزل شمارهٔ 2328چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
غزل شمارهٔ 2329هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
غزل شمارهٔ 2330آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
غزل شمارهٔ 2331ای دلبر بیصورت صورتگر ساده
O formless Beloved of the pure form-fashioner, O you who have given the cup full of tumult to the lovers,
غزل شمارهٔ 2332ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
غزل شمارهٔ 2333این کیست چنین مست ز خمار رسیده
غزل شمارهٔ 2334ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
غزل شمارهٔ 2335رندان همه جمعند در این دیر مغانه
The dissolutes are all assembled in the Magian monastery; give one bumper to that unique elder.
غزل شمارهٔ 2336این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
This midnight who has come like moonshine? It is the messenger of love, coming from the prayer-niche.
غزل شمارهٔ 2338بیا دل بر دل پردرد من نه
غزل شمارهٔ 2339ایا گم گشتگان راه و بیراه
غزل شمارهٔ 2340چنین میزن دو دستک تا سحرگاه
غزل شمارهٔ 2341سماع آمد هلا ای یار برجه
غزل شمارهٔ 2342خدایا مطربان را انگبین ده
غزل شمارهٔ 2343ایا خورشید بر گردون سواره
غزل شمارهٔ 2344مبارک باد آمد ماه روزه
غزل شمارهٔ 2345چو بیگاه است و باران خانه خانه
As it is late and raining, to home, to home! Welcome, all friends, to home, to home!

