غزل شمارهٔ 2324
Poet: Rumi
Toggle stanza 1روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
11
روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
دستار گرو کرده بیزار ز سجاده
22
من مست و حریفم مست زلف خوش او در دست
احسنت زهی شاهد شاباش زهی باده
33
لب نیز شده مستک گم کرده ره بوسه
من مستک و لب مستک و آن بوسه قواده
44
این دلبر پرفتنه با جمله دستانها
خوش خفته و جمله شب این عشرت آماده
55
این صورتها جمله از پرتو او باشد
و آن روح قدس پاک است از صورتها ساده
66
شمس الحق تبریزی شرحی است مر اینها را
آن خسرو روحانی شاهنشه شه زاده
Zameen

