Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by عندلیب
This page shows only audio recordings by عندلیب.
Poems
غزل شمارهٔ 167کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شمارهٔ 173از یکی آتش برآوردم تو را
غزل شمارهٔ 174ز آتش شهوت برآوردم تو را
غزل شمارهٔ 176روح زیتونیست عاشق نار را
غزل شمارهٔ 180ای تو آب زندگانی فاسقنا
غزل شمارهٔ 182در میان عاشقان عاقل مبا
غزل شمارهٔ 184من رسیدم به لب جوی وفا
غزل شمارهٔ 186ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
غزل شمارهٔ 188اینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
Here someone is hidden; suppose not that you are alone. She has very sharp ears; do not open your tongue to evil.
غزل شمارهٔ 193جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
غزل شمارهٔ 195شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
غزل شمارهٔ 197ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
غزل شمارهٔ 199ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
غزل شمارهٔ 200نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
غزل شمارهٔ 201شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
غزل شمارهٔ 204سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار را
غزل شمارهٔ 206ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
غزل شمارهٔ 210گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها
غزل شمارهٔ 211باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
Again the violet bent double has arrived beside the lily, again the ruby-clad rose is tearing her gown to shreds;
غزل شمارهٔ 356تو را در دلبری دستی تمامست
غزل شمارهٔ 360ایا ساقی توی قاضی حاجات
غزل شمارهٔ 419بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت
غزل شمارهٔ 420ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت
غزل شمارهٔ 421ساقیا این می از انگور کدامین پُشتهست
غزل شمارهٔ 423مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
Has perchance this instant the tip of that tress become scattered? For such a Tartar musk has become amber-diffusing.
غزل شمارهٔ 424دلبری و بیدلی اسرار ماست
غزل شمارهٔ 425عاشقان را جست و جو از خویش نیست
غزل شمارهٔ 426غیر عشقت راه بین جستیم نیست
غزل شمارهٔ 427در دل و جان خانه کردی عاقبت
غزل شمارهٔ 428این چنین پابند جان میدان کیست
غزل شمارهٔ 430گُم شدن در گُم شدن دینِ منست
غزل شمارهٔ 431عشوه دشمن بخوردی عاقبت
غزل شمارهٔ 432این چنین پابند جان میدان کیست
غزل شمارهٔ 433اندر این جمع شررها ز کجاست
غزل شمارهٔ 434هم به بر این بت زیبا خوشکست
غزل شمارهٔ 435هر که بالاست مر او را چه غم است؟
غزل شمارهٔ 436گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
He said, “Who is at the door?” I said, “Your humble slave.” He said, “What is your business?” I said, “Lord, to greet you.”
غزل شمارهٔ 437هر جور کهز تو آید بر خود نهم غرامت
غزل شمارهٔ 438هر دم سلامْ آرد کاین نامه از فلانست
غزل شمارهٔ 439بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
غزل شمارهٔ 440امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
غزل شمارهٔ 441بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
Show your face, for the orchard and rosegarden are my desire; open your lips, for abundant sugar is my desire.
غزل شمارهٔ 442بر عاشقان فریضه بوَد جستجوی دوست
غزل شمارهٔ 443از دل به دل برادر گویند روزنیست
غزل شمارهٔ 444ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
غزل شمارهٔ 445این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
غزل شمارهٔ 446گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست
Though from left and right there is useless criticism and vilification, that man who has lost his heart turns not away from Love.
غزل شمارهٔ 447ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
غزل شمارهٔ 448امروز روز نوبت دیدار دلبرست
غزل شمارهٔ 449جانا جمال روح بسی خوب و بافرست
My soul, spiritual beauty is passing fair and glorious, yet your own beauty and loveliness is something beside.

