Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 6853اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
13 couplets
غزل شمارهٔ 6854غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 6855ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
10 couplets
غزل شمارهٔ 6856دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
14 couplets
غزل شمارهٔ 6857هزار حیف که از رهگذار بی بصری
13 couplets
غزل شمارهٔ 6858درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری
14 couplets
غزل شمارهٔ 6859دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری
11 couplets
غزل شمارهٔ 6860مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
13 couplets
غزل شمارهٔ 6861اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
11 couplets
غزل شمارهٔ 6862کجاست دولت آنم که یار من باشی؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 6863قدم برون مگذار از حصار خاموشی
21 couplets
غزل شمارهٔ 6864اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
11 couplets
غزل شمارهٔ 6865قرار گیر به دارالقرار درویشی
12 couplets
غزل شمارهٔ 6866حضور فرش بود در جهان درویشی
22 couplets
غزل شمارهٔ 6867قدم برون مگذار از سرای درویشی
26 couplets
غزل شمارهٔ 6868ازان همیشه بود تازه روی درویشی
15 couplets
غزل شمارهٔ 6869ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
10 couplets
غزل شمارهٔ 6870گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
15 couplets
غزل شمارهٔ 6871ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی
8 couplets
غزل شمارهٔ 6872نیی که جیب و کنار از شکر کند خالی
12 couplets
غزل شمارهٔ 6873زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی
14 couplets
غزل شمارهٔ 6874تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟
10 couplets
غزل شمارهٔ 6875مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
13 couplets
غزل شمارهٔ 6876ز من مدار توقع سخن از انجمنی
8 couplets
غزل شمارهٔ 6877چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
15 couplets
غزل شمارهٔ 6878به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
10 couplets
غزل شمارهٔ 6879بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
5 couplets
غزل شمارهٔ 6880چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
26 couplets
غزل شمارهٔ 6881برون نیامده از خویشتن سفر نکنی
11 couplets
غزل شمارهٔ 6882صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟
11 couplets
غزل شمارهٔ 6883دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
12 couplets
غزل شمارهٔ 6884همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
13 couplets
غزل شمارهٔ 6885فکنده شور محبت مرا به صحرایی
9 couplets
غزل شمارهٔ 6886گرفته است مرا در میان تماشایی
13 couplets
غزل شمارهٔ 6887ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی
9 couplets
غزل شمارهٔ 6888نماند دشت جنون را رمیده آهویی
12 couplets
غزل شمارهٔ 6889ای آن که دل به ابروی پیوسته بستهای
13 couplets
غزل شمارهٔ 6890ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای
11 couplets
غزل شمارهٔ 6891از زهر چشم، چشم من زار بسته ای
7 couplets
غزل شمارهٔ 6892طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای
8 couplets
غزل شمارهٔ 6893ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای
10 couplets
غزل شمارهٔ 6894روی زمین به زلف معنبر گرفته ای
8 couplets
غزل شمارهٔ 6895از مردمان اگر چه کناری گرفته ای
12 couplets
غزل شمارهٔ 6896در خاک و خون کشید مرا ترکزادهای
16 couplets
غزل شمارهٔ 6897ای آن که دل به عمر سبکرو نهادهای
8 couplets
غزل شمارهٔ 6898از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
8 couplets
غزل شمارهٔ 6899من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
7 couplets
غزل شمارهٔ 6900با زهر چشم خنده همآغوش کردهای
7 couplets
غزل شمارهٔ 6901تا چهره گلگل از می گلفام کردهای
10 couplets
غزل شمارهٔ 6902بی پرده رو در آینه ما نکرده ای
13 couplets

