غزل شمارهٔ 6898
Toggle stanza 1از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
11
از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
تعلیم بی قراری سیماب داده ای
22
در زیر تیغ، بستر راحت فکنده ای
در چشم فتنه داد شکرخواب داده ای
33
عقد خرد به دختر رز برفشانده ای
نقد حیات را به می ناب داده ای
44
بر دستبرد تیغ قضا دل نهاده ای
پهلوی چرب خویش به قصاب داده ای
55
چون خار و خس ز کجروشی های روزگار
خود را به دست سیلی سیلاب داده ای
66
در ابروی تو دید و قضای گذشته کرد
ایمان به چین ابروی محراب داده ای
77
می گفت صفحه رخ او خوش قلم ترست
جولان بوسه بر رخ مهتاب داده ای
88
صائب ز خارخار محبت چه آگه است؟
پهلو به روی بستر سنجاب داده ای
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

