غزل شمارهٔ 6887

Toggle stanza 1
ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی
1

ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی

سفینه ای است که گردیده است دریایی

2

مرا چو سایه نهالی که می کشد بر خاک

خبر ز سایه خود نیستش ز رعنایی

3

به بوی خون بتوان یافت همچو نافه مشک

ز فکر زلف تو شد هر سری که سودایی

4

چگونه قطره کشد در کنار دریا را؟

به روزگار تو رحم است بر تماشایی

5

فلک ز جلوه او چون کتان ز هم می ریخت

اگر نظیر تو می بود مه به زیبایی

6

ز اشتیاق تو دست ز کار رفته من

فلاخنی است که سنگش بود شکیبایی

7

به رغم من لب خود می گزی، نمی دانی

که باده نشائه خون می دهد به تنهایی

8

زبان خموش پسندیده است در پیری

ز شمع خوش نبود صبح مجلس آرایی

9

به عیب خویش چو صائب کسی که راه نبرد

گلی نچید ز نور چراغ بینایی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

دلم که لاف زدی از کمال دانایی

نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1897

ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی

غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2808

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی

که زود می روی ای جان و دیر می آیی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 462

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

نداشتم من بیدل جز این تمنایی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 978

به چَشْم کَرْدِه‌ام اَبْرویِ ماه‌سیمایی

خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِه‌اَم جایی

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 491

به من سلام فرستاد دوستی امروز

که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی

HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 29

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3064

شدم به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3065

بیامدیم دگربار سوی مولایی

که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3079

تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

که شعله شعله به نور بصر درافزایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3080

Sources

Persian text source: Ganjoor