غزل شمارهٔ 3080
Poet: Rumi
Toggle stanza 1تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
که شعله شعله به نور بصر درافزایی
تو آفتاب و دلم همچو سایه در پی تو
دو چشم در تو نهادهست و گشته هرجایی
از آن زمان که چو نی بستهام کمر پیشت
حرارتیست درون دل از شکرخایی
ز کان لطف تو نقدست عیش و عشرت ما
نیم به دولت عشق لب تو فردایی
به ذات پاک خداوند کز تو دزدیدهست
هر آنچ آب حیاتست روح افزایی
ز جوی حسن تو خوبان سبو سبو برده
به تشنگان ره عشق کرده سقایی
زهی سعادت آن تشنگان که بوی برند
به اصل چشمه آب خوش مصفایی
سبوی صورتها را به سنگ برنزنند
خورند آب حیات تو را ز بالایی
خدیو مفخر تبریز شمس دین به حق
دو صد مراد برآری چنین چو بازآیی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دلم که لاف زدی از کمال دانایی
نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1897
ز خویش رفتهام اما نرفتهام جایی
غبار راه توام تا کیام زنی پایی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2808
گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی
که زود می روی ای جان و دیر می آیی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 462
شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی
نداشتم من بیدل جز این تمنایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 978
به چَشْم کَرْدِهام اَبْرویِ ماهسیمایی
خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِهاَم جایی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 491
به من سلام فرستاد دوستی امروز
که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 29
دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
که بامداد پگاهش، تو روی بنمایی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 506
امید عافیت آنگه بود موافق عقل
که نبض را به طبیعت شناس بنمایی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 193
ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید
به تجربت بزند بر محک دانایی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 196
دریغ روز جوانی و عهد برنایی
نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 60 - تنبیه و موعظت
Sources
Persian text source: Ganjoor

