غزل شمارهٔ 1897
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1دلم که لاف زدی از کمال دانایی
دلم که لاف زدی از کمال دانایی
نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی
دمی اگر چه که جان من از تو تنها نیست
به جان تو که به جان آمدم ز تنهایی
در انتظار نسیمی ز تو به راه صبا
گذشت عمر گرامی به باد پیمایی
اگر چه عرصه عالم پر است از خوبان
بیا که از همه عالم مرا تو می نایی
چو وصل نیست مرا، قرب تو همینم بس
که استان خود از خون من بیالایی
چو گل فشانی بر دوستان خود کم از آنک
مرا طفیل همه سنگسار فرمایی
دلم که رفت، نیاورد یاد هم چیزی
از آن مسافر آواره گرد هر جایی
درید جامه عمر و نماند آن مقدار
که زیر پا بکشم دامن شکیبایی
به بند باز نیامد چو خسرو از خوبان
رهاش کن که بمیرد کنون به رسوایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز خویش رفتهام اما نرفتهام جایی
غبار راه توام تا کیام زنی پایی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2808
گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی
که زود می روی ای جان و دیر می آیی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 462
شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی
نداشتم من بیدل جز این تمنایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 978
به چَشْم کَرْدِهام اَبْرویِ ماهسیمایی
خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِهاَم جایی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 491
به من سلام فرستاد دوستی امروز
که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 29
ز بامداد دلم میپرد به سودایی
چو وام دار مرا میکند تقاضایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3064
شدم به سوی چه آب همچو سقایی
برآمد از تک چه یوسفی معلایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3065
بیامدیم دگربار سوی مولایی
که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3079
تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
که شعله شعله به نور بصر درافزایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3080
ز بامداد دلم میجهد به سودایی
ز بامداد پگه میزند یکی رایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3096
Sources
Persian text source: Ganjoor

