غزل شمارهٔ 3064
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ز بامداد دلم میپرد به سودایی
ز بامداد دلم میپرد به سودایی
چو وام دار مرا میکند تقاضایی
عجب به خواب چه دیدهست دوش این دل من
که هست در سرم امروز شور و صفرایی
ولی دلم چه کند چون موکلان قضا
همیرسند پیاپی به دل ز بالایی
پرست خانه دل از موکل عجمی
که نیست یک سر سوزن بهانه را جایی
بهانه نیست وگر هست کو زبان و دلی
گریز نیست وگر هست کو مرا پایی
جهان که آمد و ما همچو سیل از سر کوه
روان و رقص کنانیم تا به دریایی
اگر چه سیل بنالد ز راه ناهموار
قدم قدم بودش در سفر تماشایی
چگونه زار ننالم من از کسی که گرفت
به هر دو دست و دهان او مرا چو سرنایی
هوس نشسته که فردا چنین کنیم و چنان
خبر ندارد کو را نماند فردایی
غلام عشقم کو نقد وقت میجوید
نه وعده دارد و نه نسیهای و نی رایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دلم که لاف زدی از کمال دانایی
نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1897
ز خویش رفتهام اما نرفتهام جایی
غبار راه توام تا کیام زنی پایی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2808
گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی
که زود می روی ای جان و دیر می آیی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 462
شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی
نداشتم من بیدل جز این تمنایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 978
به چَشْم کَرْدِهام اَبْرویِ ماهسیمایی
خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِهاَم جایی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 491
به من سلام فرستاد دوستی امروز
که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 29
دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
که بامداد پگاهش، تو روی بنمایی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 506
امید عافیت آنگه بود موافق عقل
که نبض را به طبیعت شناس بنمایی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 193
ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید
به تجربت بزند بر محک دانایی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 196
دریغ روز جوانی و عهد برنایی
نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 60 - تنبیه و موعظت
Sources
Persian text source: Ganjoor

