غزل شمارهٔ 3096
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ز بامداد دلم میجهد به سودایی
ز بامداد دلم میجهد به سودایی
ز بامداد پگه میزند یکی رایی
چگونه آه نگویم که آتشی بفروخت
که از پگه دل من گشت آتش افزایی
فسون ناله بخوانم بر اژدهای غمش
که آتشست دم او و ناله سقایی
عجب که دوش کجا بوده است این دل من
که بر رخ دل من هست تازه صفرایی
به سوی جسم چو خاکسترم میا گستاخ
که زیر اوست یکی آتشی و دریایی
به خوی آتش او من همیروم ای یار
به حیلهها و به تزویرها و هیهایی
ز دردمیدن عشقش دلم شکست آورد
که عشق را دم تندست و دل چو سرنایی
به جست و جوی وصالش دل مراست به عشق
چه آتشین طلبی و چه آهنین پایی
حدیث آتش گویم ز شمس تبریزی
که تا ز تابش نورش رسد به هر جایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دلم که لاف زدی از کمال دانایی
نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1897
ز خویش رفتهام اما نرفتهام جایی
غبار راه توام تا کیام زنی پایی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2808
گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی
که زود می روی ای جان و دیر می آیی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 462
شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی
نداشتم من بیدل جز این تمنایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 978
به چَشْم کَرْدِهام اَبْرویِ ماهسیمایی
خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِهاَم جایی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 491
به من سلام فرستاد دوستی امروز
که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 29
دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
که بامداد پگاهش، تو روی بنمایی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 506
امید عافیت آنگه بود موافق عقل
که نبض را به طبیعت شناس بنمایی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 193
ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید
به تجربت بزند بر محک دانایی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 196
دریغ روز جوانی و عهد برنایی
نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 60 - تنبیه و موعظت
Sources
Persian text source: Ganjoor

